< > > خلیج فارس همیشه فارس < > <>
خلیج فارس همیشه فارس

PERSIAN GULF FOR EVER


   

نويسنده : M.Mohammadzade ; ساعت ٩:٤۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٧ تیر ۱۳٩٠

خرائط الخلیج الفارسی








نويسنده : M.Mohammadzade ; ساعت ٩:۳٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٧ تیر ۱۳٩٠








نويسنده : M.Mohammadzade ; ساعت ٩:۳٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٧ تیر ۱۳٩٠








نويسنده : M.Mohammadzade ; ساعت ٩:۳٠ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٧ تیر ۱۳٩٠

نویسنده: محمدعلی امامی

 منطقه خلیج فارس به دلیل ذخایر عظیم انرژی آن و موقعیت ژئوپلتیکش به مهم ترین منطقه جهان تبدیل شده است. بنابر یک راهبرد بین المللی که قدرت جهانی را در اختیار کسانی می داند که بر منابع و خطوط انرژی تسلط داشته باشند، قدرت های فرامنطقه ای برای بسط سلطه خود بر این منطقه در حال رقابت هستند. این رقابت از امپراتوری بریتانیا آغاز شد و امروز نیز توسط قدرت هایی چون آمریکا، اروپا، روسیه، چین، هند، پاکستان و ترکیه ادامه دارد.


***


منطقه خلیج فارس در طول چند دهه گذشته مهمترین منطقه جهان محسوب شده و در قرن جدید همچنان در سیاست های بین المللی نقش مهمی خواهد داشت. دلایل زیادی برای اهمیت خلیج فارس وجود دارد. اول آنکه ذخایر عظیمی از نفت و گاز جهان در کشورهای ساحلی و درون خلیج فارس نهفته و تمرکز یافته است. به عبارت دیگر در افق تأمین نیازهای نفت و گاز جهان منطقه دیگری به غنای خلیج فارس وجود ندارد تا بتواند انرژی کشورهای دنیا بویژه قدرت های صنعتی و یا در حال رشد و توسعه در آمریکا، اروپا، ژاپن، چین، کره و شبه قاره هند را در قرن جدید تأمین کند. این موضوع به اندازه ای مهم است که اگر بر اثر حوادثی نظیر جنگ، انقلاب و شورش این منطقه نتواند به صدور نفت و گاز خود ادامه دهد، فشار کشورهای مصرف کننده انرژی در سطح بین المللی سبب خواهد شد تا صحنه خلیج فارس را به گونه ای تنظیم و در چارچوب های مورد نظر درآورند که به جریان تولید وعبور انرژی اختلال جدی وارد نیاید و به منافع اساسی ایشان لطمه چندانی وارد نشود.


بی اثر شدن نسبی تحریم های نفتی و اقتصادی ایالات متحده علیه ایران و عراق طی سیاست مهار دوگانه واشنگتن بر ضد تهران و بغداد، بویژه سبب گردید که این سیاست با بن بست و سردرگمی مواجه گردد. رژیم بعث عراق با کلیه برنامه های تحریم اقتصادی از جمله برنامه نفت در مقابل غذا و دارو به مقاومت و بازی پرداخت و در عمل دولت دمکرات آمریکا در زمان کلینتون را به چالش گرفت.


نفت در عراق به مانند بسیاری از کشورهای خلیج فارس همواره علت جنگ های خارجی، نزاع های داخلی، کودتاها، تغییرات سریع دولت ها، شورش ها و توطئه ها بوده است. به این ترتیب چندان نیاز به ریشه یابی نیست که چرا نیروهای آمریکایی در هنگامه ورود به بغداد به عنوان نخستین مأموریت، کار حفاظت از وزارت نفت عراق را بر عهده گرفتند. در حالی که موزه و کتابخانه ملی این کشور به غارت و یغما رفت و یا دچار آتش سوزی عمدی گردید.


بنابراین تلاش کشورهای بزرگ جهان از جمله قدرت های اروپایی، روسیه، چین و تا حدودی ژاپن در مقابله با آمریکا جهت شکستن سیاست های یکجانبه و نظامی گرایانه واشنگتن در خلیج فارس، حاوی این پیام است که کدام فضا به علت موقعیت خاص آن نسبت به سایر فضاها، می تواند مأمن بزرگ ترین قدرت جهان قرار گیرد. با این حال به این معنی نیست که کدام دولت در منطقه ای خاص به تفوق خواهد رسید. به عبارت دیگر در سال های اخیر نقش صاحبان و نگهبانان اصلی ذخایر بزرگ انرژی در خلیج فارس از جانب دیگر قدرت های فرامنطقه ای مورد سؤال قرار گرفته و در مواردی در معرض چالش واقع شده است. این امر به معنای آن است که کشورهای واردکننده نفت و گاز از خلیج فارس، نمی توانند مسأله مالکیت و قدرت ذخایر انرژی را حتی در زمان جنگ و بحران نادیده گرفته و دست کم ارزیابی نمایند.


در ارزیابی کلی گفته می شود، زمین سیاسی (ژئوپولتیک) خلیج فارس دچار تحول اساسی شده است. در نظریه های زمین سیاسی (ژئوپلتیکی) گذشته، خلیج فارس در شمار سرزمین های حاشیه ای محسوب می شد. اما اکنون در نظریه های جدید زمین سیاسی، خلیج فارس به قلب زمین هارتلند ، محور و یا مرکز- مرکز تبدیل شده است.


راهبردهای نظامی در قرن بیست و یکم همچنان نقش اساسی داشته و تسلط بر قلمروهای زمین راهبردی (ژئواستراتژیک) در رأس اهداف دولت ها قرار دارد. روند کنونی بیشتر بیانگر این موضوع است که قدرت جهانی را کسی خواهد داشت که بتواند بر منابع و خطوط انرژی (نفت و گاز) تسلط داشته باشد. این تفکر راهبردی قبل از هر چیز کنترل بر مناطق دارای ذخایر نفت و گاز در مقیاس کلان را در مد نظر دارد. خلیج فارس و پس از آن دریای مازندران، آسیای مرکزی و قفقاز و سرزمین ها و راه های مجاور آن (در کشورهای اطراف و عبوری) مانند افغانستان، پاکستان، ترکیه و روسیه در ارتباط با حلقه های انرژی جهانی مورد توجه هستند.


یکی از ویژگی های اصلی نظام جدید جهانی اهمیت یافتن اقتصاد در عرصه جهانی است. در حال حاضر قدرت اقتصادی تا حد زیادی، تعیین کننده جایگاه و نقش کشورها در نظام جهانی است. از این رو مناطقی که از نظر انرژی غنی باشند اهمیت می یابند و در نتیجه در نظام جدید جهانی، مناطق زمین اقتصادی (ژئواکونومیک) موقعیت بهتری خواهند یافت.


بر این اساس، در توازن قدرت های آینده، برتری متعلق به قدرتی خواهد بود که بر مناطق زمین اقتصادی جهان مسلط شود. از این نظر هر کشوری که بر خلیج فارس تسلط داشته باشد، به موقعیت برتری در صحنه بین المللی دست پیدا خواهد کرد.


قرن جاری را همچنان می توان قرن نفت نامگذاری کرد. نفت و مشتقات آن به صورت سوخت اصلی و شاید مهمترین و غیرقابل اجتناب ترین ماده خام در جهان صنعتی امروز مطرح است. این ماده خام در حال حاضر از نظر ارزش مهمترین کالایی است که در سطح بین المللی مورد تجارت واقع می شود. نفت و گاز که بخش اعظم سوخت مصرفی را در جهان تشکیل می دهند اساس زندگی و صنعت و شاهرگ حیاتی حمل و نقل و موتور محرکه جنگ های جدید محسوب می شوند. با توجه به عامل مهم نفت و گاز، صحنه زمین سیاسی (ژئوپولتیک) در خلیج فارس، پیچیده، رقابت آمیز و در مواردی به سختی قابل توضیح است. گرایشات گوناگون در نظام جهانی، نتایج متفاوتی بر خلیج فارس دارد، با این حال تأثیر رقابت قدرت های خارج خلیج فارس بر این منطقه به صور مختلف مشهود است.


از زمان اکتشاف نفت در کشورهای خلیج فارس در اوایل قرن بیستم، رقابت خارجی همواره از مسایل اساسی این منطقه بوده است. قدرت های خارجی بویژه نیروهای غربی همواره در صدد اعمال نظر در سیاست های داخلی کشورهای خلیج فارس بوده اند و تلاش داشته اند متحدان محلی موردنظر خویش را در جهت منافع خود به کار گیرند. امپراتوری بریتانیا و به دنبال آن دولت ایالات متحده سال ها توسط حمایت از متحدان محلی خود به سودهای کلانی از عایدات نفتی رسیده اند. آنها با سرمایه گذاری بر روی عوامل شناخته شده در کشورهای خلیج فارس داستان های تکراری نفت، پول و قدرت را رقم زده اند. بهای حقیقی چنین سیاست های تحمیلی و نزدیک بینانه همواره آثار منفی خود را نشان داده است. در کوتاه مدت نیروی محرکه مشابهی اساس بستگی حکام منطقه با غرب است که منافع بیرون منطقه ای آن روشن بوده و در نهایت به نفع منافع و مصالح قدرت های فرامنطقه ای از کار درآمده است. در مواقعی که یک بازیگر خارجی جدید پیدا می شود، یک عامل محلی مستعد نیز در صدد بهره برداری از شرایط و اوضاع بر می آید. به این ترتیب دخالت بازیگران بیرونی با عملکرد بازیگران منطقه که در جستجوی حمایت خارجی هستند، هماهنگ می شود و سیاست های نوین و موازنه قدرت جدیدی در خلیج فارس شکل می گیرد. اغلب به همین دلیل است که پسر علیه پدر، برادر بر ضد برادر و یاران در مقابل همدیگر در صحنه سیاسی کشورها و یا منطقه قرار می گیرند.


سند دیگر آن است که خلیج فارس منطقه ای باقی خواهد ماند که منافع قدرت های بزرگ فرامنطقه ای و قدرت های متوسط مجاور منطقه در آن با یکدیگر برخورد و فرسایش خواهد یافت. خلیج فارس به رغم فروپاشی شوروی، همجنان برای روسیه به سبب نزدیکی جغرافیایی اش دارای اهمیت است. چین با توجه به توسعه فزاینده اقتصادی و جمعیت میلیاردی اش بطور طبیعی تمایل به ایفای نقش در منطقه خلیج فارس دارد. هند نیز به عنوان قدرتی رو به گسترش، به دلایل مشابه و به سبب جمعیت اقلیت های هندی قابل ملاحظه در کشورهای حوزه خلیج فارس، توجه خاصی به این منطقه خواهد داشت. پاکستان به نوبه خود سعی خواهد نمود که در این رقابت از هند عقب نماند. کشورهای مهم در خاورمیانه و اطراف آن نظیر مصر، ترکیه هر کدام منافعی را در خلیج فارس دنبال می کنند. ترک ها که پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی از دسترسی به منابع نفت منطقه محروم شدند، با توجه به موقعیت جغرافیایی خود سعی خواهند کرد که با افزایش جایگاه عبوری نفت و گاز (ترانزیت انرژی) خود در منطقه بخشی از نیازهای خود در این زمینه را تأمین نمایند. تحولات آتی عراق و بویژه موقعیت منطقه خودمختار کردستان در آن کشور در مسیر خطوط نفتی عبوری عراق از ترکیه تأثیرگذار خواهد بود. مصر که همچنان خود را به نحوی میراث دار قومیت عربی می داند، برای خود علایقی در منطقه خلیج فارس متصور است. هزاران مصری در کشورهای عرب حوزه خلیج فارس از کویت تا امارات مشغول به کارند که درآمد این نیروی کار رقم قابل ملاحظه ای (قابل مقایسه با کمک های خارجی) را تشکیل می دهد. همچنین گردشگران عرب کشورهای حوزه خلیج فارس حدود نیمی از رقم جهانگردانی که از مصر دیدار می کنند را به خود اختصاص داده اند. به این دو مورد کمک های مالی و جریان سرمایه گذاری های شیوخ عرب در قاهره که از سیاست ها و عملکردهای مصر در منطقه رضایت دارند، را باید اضافه نمود. در همین راستا چشم داشت کشورهای بالنسبه پرجمعیت عرب خاورمیانه نظیر سوریه و یا شبه جزیره عربستان (یمن) به خلیج فارس را در آینده نمی توان نادیده گرفت.


نظر به نیازهای فزاینده اروپا به نفت و گاز و کاهش ذخایر دریای شمال و شمال آفریقا، تنها منطقه ای که قادر به تأمین بخش اعظم انرژی این قاره در قرن جدید خواهد بود، منطقه خلیج فارس است که نزدیکی نسبی جغرافیایی آن با اروپا، نقش مهمی در روابط کشورهای اروپایی با کشورهای خلیج فارس ایفا می کند.


بطور کلی اروپا به جریان مطمئن و درازمدت نفت و گاز خلیج فارس با قیمت مناسب و دسترسی به بازارهای این منطقه برای فروش و ارایه کالاهای و خدمات خود بسیار وابسته است. ایران با توجه به منابع انرژی اش در زمینه نفت و گاز مورد توجه دولت های اروپایی بوده و شرکت های نفتی اروپا در این خصوص بسیار فعال وارد صحنه شده اند. اختلاف روسیه بااکراین بر سر قیمت گاز صادراتی، اروپاییان را وادار نمود که خطوط جایگزین گاز از کشورهای خلیج فارس را در دستور کار خود قرار دهند. عراق با داشتن ذخایر نفتی بزرگ از مدت ها قبل مورد توجه کشورهای اروپایی بوده که در گذشته در صدد از میان برداشتن تحریم های اقتصادی رژیم بعث عراق بودند. این امر سبب گردید که در آستانه حمله آمریکا به عراق، اروپا مخالفت خود را بااقدام نظامی عجولانه علیه آن کشور ابراز دارد. با سیاست جنگ طلبانه آمریکا جهت حمله به عراق بر پایه منطق دفاع از خود و رویکرد اروپا مبنی بر لزوم مجوز شورای امنیت برای آغاز هر گونه اقدام نظامی و جنگ، در پاییز 2002 بحران عراق وارد مرحله بسیار حاد و اختلاف برانگیز میان اروپا و آمریکا گردید. از این به بعد محور برلین پاریس در تقابل و مخالفت با سیاست یک جانبه گرایی نظامی آمریکا بویژه در منطقه خلیج فارس تقویت شد. به نظر مقامات اروپایی عواقب یک چنین جنگی نه تنها منطقه خلیج فارس و خاورمیانه را بی ثبات می کرد بلکه پیامدها و عواقب ناگواری نیز برای اروپا به عنوان یک همسایه منطقه ای که بطور مستقیم تحت تأثیر قرار می گرفت، در پی داشت.


مخالفت کلی اروپا علیه اقدامات نظامی آمریکا استدلال هایی نظیر فراهم آوردن یک اجماع فراگیر بین المللی در مورد لزوم بکارگیری زور، مسأله هزینه ها و خطرهای نظامی بالا، برانگیختن احساسات در جهان عرب و اسلام علیه غرب و احتمال افزایش عملیات تروریستی در کشورهای غربی و بالا گرفتن موج بحران، بی ثباتی و ناامنی در منطقه خلیج فارس را به همراه داشت. اما مهمترین دلیل مخالفت اروپا با جنگ، تلاش برای جلوگیری از به حاشیه رانده شدن خود و کنترل کامل منطقه خلیج فارس از سوی آمریکا بود. این انگیزه به ویژه در رفتارها و سیاست های دو کشور آلمان و فرانسه مشهود بود. این دو کشور مایل نبودند که سیاست های گذشته آن ها در مورد عراق یکسره بر باد رود و منابع نفتی قابل ملاحظه آن کشور توسط قدرت های رقیب انگلوساکسون اداره شود.


آن زمان به علت اختلافات درونی ناشی از دیدگاه ها و سیاست های اروپایی و خط مشی های خاص ایالات متحده چگونگی رفتار و مناسبات با آمریکا، همواره یکی از عوامل اختلاف زا در درون اتحادیه اروپا بوده است.


نیاز اروپاییان به نفت خلیج فارس ایشان راوادار ساخته است که روابط دوستانه ای با متحدان رسمی آمریکا در خلیج فارس برقرار سازند. بطوری که ملاحظات و نقطه نظرهای سیاسی کشورهای مذکور را مد نظر داشته باشند. گرچه سطوح وابستگی اروپاییان به منابع نفت و گاز خلیج فارس بسیار متفاوت است و کشورهای اروپایی در شرایط بحرانی این منطقه ترجیح می دهند منابع تأمین انرژی خود را از حالت انحصاری خارج و آن را متنوع نمایند، در هر صورت نزدیکی جغرافیایی، حجم منابع و بازار بزرگ منطقه، صرفنظر نمودن اروپا از منابع نفت و گاز خلیج فارس را در آینده ناممکن کرده است. موضوع امنیت منطقه نفت خیز خلیج فارس از پایان جنگ جهانی دوم به بعد یکی از نگرانی های بزرگ ایالات متحده بوده است. رؤسای جمهور آمریکا از هاری ترومن تا جرج بوش پسر، نقش مهمی در شکل دادن سیاست های منطقه ای در خلیج فارس و تأمین منافع ایالات متحده در این بخش از جهان داشته اند. با وجود تفاوت هایی که در دکترین ها، سیاست ها، خط مشی های آنها وجود داشته، همگی هدف مشترکی را دنبال می کردند و آن برقراری و حفظ سلطه آمریکا در این منطقه و دور کردن رقبای احتمالی از ناحیه مذکور بوده است.


انقلاب اسلامی ایران، اشغال افغانستان توسط شوروی، جنگ هشت ساله ایران عراق، پایان جنگ سرد، تجزیه اتحاد جماهیر شوروی به جمهوری های مستقل، جنگ نفت بر سر کویت و وقایع سال های 91 1990 و عواقب ناشی از آن، چنان وضعیت مناسبی را از نظر منطقه ای و بین المللی پیش آورد که آمریکا به صورت قدرت بلامنازع خلیج فارس درآمد. مجموعه این عوامل سبب گردید که آمریکا گام های بزرگتری را در جهت سلطه غرب آسیا در پیش گیرد که از آن به نظام امنیتی تک قطبی می توان تعبیر کرد.


اشغال عراق توسط آمریکا در مارس 2003، اوج بحران بین المللی بود که با اشغال کویت توسط عراق در اوت 1991 شروع شد و هنوز تداوم دارد. این بحران، که از عمده ترین بحران های بین المللی پس از فروپاشی نظام دو قطبی محسوب می شود، منطقه خلیج فارس را به نحو بی سابقه ای وارد رقابت های جهانی نمود. گرچه میزان تأثیرگذاری بازیگران گوناگون بین المللی در این بحران به تناسب قدرت، موقعیت جغرافیایی (عوامل ژئوپلتیک) متفاوت است. با این وجود نحوه سیاست های جدید آمریکا در ارتباط با وضعیت منطقه خلیج فارس از اهمیت بیشتری برخوردار است. گرچه در طول حدود نیم قرن آمریکا تقریباً تمام توجه خود را صرف ایجاد متحدان نیرومند محلی برای سیطره بر منطقه خلیج فارس می کرده، از اواخر قرن بیستم یکجانبه گرایی نظامی ایالات متحده عوامل منطقه ای را نادیده گرفته و آنها را به حاشیه راند. آمریکا به منظور تأمین منافع انحصاری خود در خلیج فارس سیاست یکجانبه گرایی را بی توجه به منافع و نگرانی های دیگران دنبال کرده است. آمریکا در همه مسایل مربوط به قدرت های منطقه ای از جمله فناوری هسته ای، اقتصاد، محیط زیست یا مسایل سیاسی، مانع تحقق یافتن اهداف آنها می شود و در بیشتر موارد با گردآوردن دیگر کشورها درصدد محکومیت و یا تنبیه کردن کشورهای مستقل در سطح بین المللی است. آمریکا در ادامه رویکرد نظامی در منطقه خلیج فارس، ده ها هزار سرباز با تجهیزات سنگین و گران قیمت مستقر کرده است و اگر بخواهد در حفظ وضع موجود و ادامه تسلط خود بر این منطقه تلاش کند، (امری که در بلندمدت در عمل غیرممکن است) نه تنها هزینه گزافی بر این کشور تحمیل خواهد کرد، بلکه متحدان عرب آن را در مناطق جنوبی خلیج فارس تحت فشار قرار داده و آسیب پذیرتر می سازد. نظر به عدم تحمل بار سیاسی، نظامی و مالی سنگین ماجراجویی ها و حضور نظامی گسترده آمریکا در غرب آسیا و بویژه خلیج فارس که دیگر متحدان ایالات متحده نیز قادر و یا مایل به شرکت در آنها نیستند، آمریکا مجبور خواهد شد که کمتر تهاجمی عمل کند و سیاست سلطه جویانه خود را تعدیل کند. عدم تغییر رویه آمریکا و ادامه بلند پروازی مراکز تصمیم گیری و سیاستگذاری در واشنگتن، ایالات متحده را با مشکلات فراوان در جهان مواجه خواهد کرد.


تا زمانی که آمریکا یک تعریف صرفاً نظامی و انحصاری از مسأله امنیت در خلیج فارس پیگیری می کند و برای ایجاد صلح جامع در منطقه به ابزارهای صرف نظامی تکیه نموده و چارچوب های سیاسی را نادیده می گیرد، با گزینه های سیاسی سختی در آینده مواجه خواهد شد. انتظار پذیرش بی قید و شرط رهبری ایالات متحده از جانب متحدان سابق دوران جنگ سرد آمریکا در اروپا بعید نظر می رسد. آمریکا که بویژه در دو دهه پایانی قرن بیستم قدرت برتر بین المللی محسوب می شد، اکنون با آسیب پذیری های بین المللی و منطقه ای روبه رو است که سیاست های آن کشور را تغییرپذیر می سازد.


با وجود این موضوع امنیت تک قطبی در منطقه خلیج فارس برای واشنگتن واجد اهمیت اساسی است. در این راستا تاوانی که مردم عراق باید بپردازند، عاملی است که برای واشنگتن ارزش چندانی ندارد زیرا برای ایالات متحده موفقیت در استراتژی بزرگ خود از همه چیز مهمتر است.


مطالعه و بررسی های مبتنی بر واقعیات در منطقه نشان می دهد که استراتژی جاری ایالات متحده در بلندمدت قادر به ایجاد ثبات در خلیج فارس نخواهد بود. این استراتژی بیشتر متوجه تشدید تنش ها و تقویت اختلافات میان و حتی درون کشورهای منطقه است و کمتر در جهت ترویج مبانی لازم برای همکاری و ثبات در محدوده منطقه حرکت می کند. آمریکا در خلیج فارس ضمن بهره گیری از ابزارهای نظامی، تلاش داشت تا الگوی مبتنی بر یکجانبه گرایی را به عنوان بستر قدرت سازی خویش قرار داده و مخالفت خود با سایر کشورها را در این چارچوب در عمل پیاده کند. حوادث سال های 2001 تا 2005 بیانگر شرایطی است که آمریکا از قدرت ساختاری لازم برای مقابله با تهدیدات منطقه ای در خلیج فارس برخوردار بوده و تلاش داشته تا نظم منطقه ای را بر اساس قابلیت عملیاتی خود سازماندهی کند. گرچه استراتژی آمریکا در منطقه خلیج فارس خطوطی نوسانی میان دیدگاه واقع گرایانه متأثر از نظریه هابز در روابط بین الملل و دیدگاه آرمانگرایانه مبتنی بر مبانی لیبرالیسم را دربر دارد، با این حال اصل اساسی و ابزار بقای کشورها در جهانی پر هرج و مرج و به فکر افزایش قدرت خود بودن و رقابت برای کنار زدن دیگر کشورها به سبک دوران جنگ سرد در سیاست های آمریکا در خلیج فارس مشهود است. روشن است که اتخاذ سیاست هایی از این دست از جانب آمریکا در منطقه خلیج فارس واکنش سایر رقبای جهانی ایالات متحده مانند اروپا، چین و روسیه را برانگیخته و آنها رویکرد تهاجمی تری در مناطق اطراف خود خواهند داشت. در چنین فضای رقابتی فشرده ای حتی کشورهای محافظه کار عرب منطقه خلیج فارس متقاعد می شوند که چارچوب امنیتی منطقه باید در قالب جهانی تعریف شود. بر اثر نواقص سیاست آمریکا در خلیج فارس که با رویدادهای عراق تشدید می شود مفاهیم جدید سیاست قدرت بر تفکر و عملکرد نخبگان حاکم بر کشورهای خلیج فارس غالب می شود. دولت های منطقه برای ایجاد توازن نسبی قدرت با هدف حفظ حاکمیت، ثبات داخلی و امنیت خارجی، از کمک قدرت های گوناگون فرامنطقه ای برای حفظ این توازن قدرت بهره برداری خواهند کرد.

 








نويسنده : M.Mohammadzade ; ساعت ٩:٢٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٧ تیر ۱۳٩٠

چکیده
در سالهای اخیر٬ چالش در روابط جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده، با روند رو به رشد فعالیت های هسته ای ایران، ابعاد وسیعتری به خود گرفته است. آمریکا به دلیل قائل شدن حق هژمونیک‌گرایی در سطح بین الملل، اختیاراتی را برای خود درنظر گرفته است که در امور همه کشورهای دنیا اعمال نظر داشته باشد. در سیاست آشکار بین الملل٬ همه کشورها از حقوق هسته ای برخوردار می باشند ولی در سیاست های پنهان٬ تجربه نشان میدهد که استراتژی دیگری از سوی آمریکا اتخاذ شده است. سیاست هسته ای آمریکا در منطقه خاورمیانه که قلب انرژی دنیا محسوب میشود٬ چنین تعریف شده است که تنها برای کشورهایی حقوق هسته ای در نظر گرفته شود که یا آمریکا تسلط کامل بر آن کشور داشته باشد و یا اینکه متحد استراتژیک ایالات متحده(مانند پاکستان٬ اسرائیل٬ ترکیه) محسوب شوند. در غیر این صورت مشمول چنین حقوقی نمی باشند و نبایستی به چنین فناوری علمی دست پیدا کنند. سیاست جمهوری اسلامی ایران به عنوان کشوری با پتانسیل های بالقوه و با قدرت دفاعی برتر در خاورمیانه٬ با چنین خواسته های سلطه طلبانه ای در تضاد است و از این رو در تقابل استراتژیک با ایالات متحده قرار گرفته است. این تضاد در سیاست های امنیتی دوکشور، موجب آن شده است که روابط دو کشور از قطع رابطه سیاسی در 20 فروردین 1359، به ضدیت و در نهایت احتمال رویارویی ختم بشود. آمریکا که از پیشینه ضدایرانی و دخالت در امور کشور ما برخوردار است(کودتای 28 مرداد 1332 وبراندازی دولت مردمی مصدق٬ قانون ننگین کاپیتولاسیون٬ سقوط هواپیمای مسافربری ایران در خلیج فارس٬ پیشتیبانی تسلیحاتی از عراق علیه ایران و...) در راستای اجرای این پروژه ایران ستیزانه خود از سال 2001 بدین سو، محدودیت‌های سیاسی و استراتژیک گسترده ای را علیه جمهوری اسلامی تدوین و عملی ساخته است. اما کم اثر بودن اقدامات آمریکا در قبال ایران، این احتمال را افزایش میدهد که این کشور را پیش به سوی بمباران مراکز هسته ای ایران سوق دهد. غافل از آنکه ایران از هم‌اکنون این تدبیر را کرده است که دانش هسته‌ای را در مراکز هسته‌ای مشخص خود منحصر نکند. پس حمله به تاسیسات هسته‌ای با وجود همه زیانهای مالی سنگین آن، به معنی از بین‌ رفتن دانش، فناوری و صنعت هسته‌ای در ایران نخواهد بود،‌ زیرا ایران همواره در فرضیات خود، احتمال ضربه نظامی را از سوی آمریکا مدنظر داشته، پس حوزه دانش و فناوری و صنعت هسته‌ای ایران در حوزه مراکز تعریف شده همچون اراک و نطنز نخواهد بود، بلکه در گستره جغرافیایی سرزمین ایران خواهد بود که امکان حمله نظامی به آنها بسیار کم است. ولی در نهایت امر، دکترین دفاع ملی جمهوری اسلامی ایران نیز با توجه به چنین تهدیدات فرامنطقه ای و همچنین موقعیت حساس خاورمیانه٬ سیاستهای کلان خود را باتوجه به تهدیدات دشمنان تدوین میکنند.

شاخص‌های امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران در سال‌های ابتدایی قرن 21، با تغییرات قابل‌توجهی روبه‌رو شده است که دلیل آن، دگرگونی‌های ساختاری نظام بین‌الملل می‌باشد. در عین حال، دگرگونی در حوزه‌های منطقه‌ای نیز در این سال‌ها بدون وقفه تداوم داشته است. فروپاشی نظام دو قطبی و حادثه 11سپتامبر 2001 را می‌توان نقاط عطف تغییرات و دگرگونی‌های استراتژیک در حوزه بین‌المللی و منطقه‌ای دانست. در این میان و به موازات تغییرات یاد شده، دگرگونی‌هایی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در جهت امنیت‌سازی منطقه ای صورت گرفته است تا با توجه به ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک کشور ایران٬ نقش کلیدی جمهوری اسلامی ایران در معادلات خاورمیانه بیش از هر زمان دیگری نمایان شود. در این میان٬ جمهوری اسلامی ایران تهدیدات مختلفی را در منطقه٬ پیش روی خود دارد که برخی از این چالشها شامل مقابله با گروهکهای منحرف و دست نشانده (نظیر: جندالله٬ منافقین٬ وهابیون٬ پان ترکیسم٬ الاهوازی و...) میباشد٬ ولی عمده تهدیدات از سوی ایالات متحده می باشد که ایران را در عرصه بین المللی به مهم ترین چالش قدرتهای بزرگ صنعتی(تحت رهبری آمریکا) تبدیل نموده است. پاسخ ایران در مقابله با چنین تهدیداتی از سوی کشوری مانند آمریکا که بودجه نظامی اش در حدود 700 میلیارد دلار، معادل کل بودجه نظامی بیش از 90 کشور دنیا می باشد و همچنین دارنده 1445000 نفر نیروی نظامی پراکنده در دنیا می باشد٬(1) بایستی از ویژگی های خاص و هوشمندانه ای برخوردار باشد، تا بتواند اثر گذار و نقش بازدارنده داشته باشد. با اینهمه کشوری مانند ایالات متحده با چنین قدرت نظامی٬ برای رویارویی با ایران که جزیره صلح و ثبات خاورمیانه محسوب میشود٬ از توانایی کافی در هدایت جنگهای نامنظم برخوردار نیست (با تاکید بر تجربه ویتنام٬ عراق٬ افغانستان) و همچنین مشروعیت ظاهری چنین تجاوزی را بدون اجماع قدرتهای بزرگ دنیا در نزد افکار عمومی نمیتواند بدست آورد. در این رویارویی احتمالی، دکترین دفاع ملی جمهوری اسلامی پاسخ های متعددی را در نظر گرفته اند که برخی از آنها شامل دفاع در داخل کشور و برخی دیگر در خارج از مرزهای جغرافیایی ایران می باشد. یکی از پاسخ های دفاعی ایران در صورت حمله نظامی، انسداد تنگه هرمز می باشد. در این جستار کوشش میشود پیامدهای مسدود شدن تنگه هرمز را بر امنیت و اقتصاد ایالات متحده آمریکا مورد بررسی قرار دهیم.

درآمد
تنگه ها، گذرگاه های طبیعی هستند که دو بدنه آب را به یکدیگر متصل میکنند. باتوجه به اهمیت و نقش تنگه ها در مسائل ارتباطی، سیاسی، نظامی و اقتصادی از دیرباز تا کنون آنها از موضوعات مورد مناقشه منطقه ای و جهانی بوده اند. برای مثال برخی از تنگه های استراتژیک مانند تنگه بسفر و داردانل طبق قراردادهای چندجانبه اداره و کنترل میشود. اهمیت و تاثیر برخی تنگه ها در امنیت منطقه ای و جهانی موجب شد تا در کنوانسیون 1958م برای آنها نظام حقوقی در نظر گرفته شود. تنگه هرمز با تردد سالیانه 000/20 فروند شناور، یکی از مهم ترین تنگه های بین المللی محسوب میشود که در ردیف حیاتی ترین تنگه های عبور و مرور جهان می باشد، زیرا خلیج ‌فارس دریای نیمه‌بسته‌ای است که از اهمیت ویژه ای در معادلات بین المللی انرژی برخوردار است، درنتیجه تنگه هرمز همچون کلید ورودی به این دریا محسوب میشود. بیش از 100 تنگه میان اقیانوسها و آبراههای مختلف در جهان وجود دارد که عرض آنها کمتر از 40 کیلومتر(25 مایل) می باشد. از میان این یکصد آبراه کم عرض میتوان بر اساس تعداد عبور کشتی ها، قطب اقتصادی، آسیب پذیری جغرافیایی، استفاده نظامی و اهمیت راهبردی تنها به 5 تنگه اشاره نمود. هرمز، جبل الطارق، بسفر، داردانل و باب المندب در جایگاه ویژه اقتصادی و سیاسی جهانی قرار دارد٬ زیرا بسان دروازه های خاورمیانه و شمال آفریقا عمل میکنند. در این میان تنگه هرمز از اهمیت خاص امنیتی در سطح بین الملل برخوردار است، زیرا مهمترین گلوگاه حمل و نقل نفت جهان می باشد و به نظر می رسد این اهمیت طی سال های آینده علی رغم تلاش کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس برای انتقال نفت خود از راه های دیگر همچنان ادامه داشته باشد. تنگه هرمز آبراهه ای است با ۶۰۰ مایل طول که تنها راه خروج آبی از خلیج فارس می باشد. شش جزیره استراتژیک ایران در منطقه ورودی خلیج فارس (هرمز٬ لارک٬ قشم٬ هنگام٬ تنب بزرگ و ابوموسی) به روی یک خط منحنی فرضی دفاعی قرار گرفته٬ این مهم از عواملی می باشد که ایران را به یک بازیگر اصلی در خلیج فارس تبدیل نموده است و امنیت پایدار در تنگه هرمز را مرتبط به این کشور کرده است. این تنگه٬ فلات پهناور ایران را از شبه جزیره عربستان جدا می‌کند و آب‌های خلیج‌فارس را به دریای عمان و اقیانوس هند پیوند می‌دهد. برای تعیین درازای تنگه هرمز معیار ویژه‌ای وجود ندارد؛ شاید بهترین معیار، مرز دریایی تعیین شده میان ایران و عمان باشد. طول این خط مرزی 1/202 کیلومتر (8/124 مایل دریایی) است.

طولانی‌ترین فاصله تنگه هرمز 84 کیلومتر (از کرانه‌های بندرعباس در شمال تا شمالی‌ترین نقطه کرانه‌های مسندم در جنوب)، کوتاه‌ترین آن (میان جزیره ایرانی لارَک در شمال و جزیره عمانیِ‌السلامه ــ که نام دیگر آن قوئین بزرگ است٬ در جنوب) 6/33 کیلومتر برآورد شده است. آبراهه هرمز بر اساس ماده 38 کنوانسیون حقوق دریاها(1982) به عنوان تنگه ای بن المللی شناخته شده است که میتواند یک قسمت از دریای آزاد را به یک منطقه اقتصادی مرتبط سازد. امتیاز عبور و مرور کشتی های تجاری و جنگی٬ زیردریایی ها و هواپیما از این حوزه استراتژیک بر اساس منافع ملی کشورهایی می باشد که در کرانه های این تنگه قرار دارند.(2) در حقیقت بر اساس ماده 39 کنوانسیون 1982م٬ کشتی ها و زیردریایی های که از تنگه های بین المللی عبور میکنند بایستی ضوابط مختلفی را رعایت کنند٬ برخی از این قوانین به شرح زیر می باشد:


1- عبور بدون تاخیر و وقفه و به عبارتی سریع و پیوسته از داخل تنگه
2- خودداری از توسل به هرگونه تهدید یا استعمال نیرو علیه حاکمیت٬ استقلال سیاسی و تمامیت ارضی کشورهای ساحلی تنگه
3- رعایت مقررات مربوط به ایمنی دریایی از جمله قواعد بین المللی پیشگیری از تصادف در دریا و حفظ محیط زیست و جلوگیری از آلودگی دریا

دانلود کامل پژوهش

 

 








نويسنده : M.Mohammadzade ; ساعت ٩:٢٥ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٧ تیر ۱۳٩٠

ایران دیپلماسی- با توجه به سخنان اخیر فرمانده کل سپاه مبنی بر احتمال استفاده ایران از سلاح نفت و کنترل مسیر صادرات آن در پی افزایش تهدیدات نظامی آمریکا و اسرائیل، تحلیل گران از بسته شدن تنگه هرمز در صورت هرگونه تحرکی از جانب آمریکا و اسرائیل سخن می گویند. «فردا» به بررسی آماری اهمیت تنگه هرمز می پردازد.

این روزها با افزایش تهدیدات واهی اسرائیل و آمریکا مبنی بر حمله نظامی به ایران، تحلیل گران به بررسی راهکارهای مقابله ایران با این حمله احتمالی پرداخته اند.

به گزارش ایران دیپلماسی ، همواره هنگام مطرح شدن حمله به ایران، اولین گزینه ای که به ذهن تحلیل گران خطور می کند، بسته شدن تنگه هرمز از جانب ایران است.

فرماندهی کل سپاه پاسداران نیز در گفت و گوی اخیر خود با روزنامه جام جم از احتمال استفاده ایران از سلاح نفت و کنترل مسیر نقل و انتقال نفت در خلیج فارس سخن گفت.

به عقیده تحلیل گران، ایران، دومین تولید کننده نفت خام اوپک می تواند مانع حمل نفت از طریق خلیج فارس در صورت وقوع حمله گردد، هم چنین بستن تنگه هرمز یک حربه کوچک ایران است و می تواند این امر را به خلیج فارس تسری دهد.

کانال دریایی که ساحل ایران را به خلیج فارس وصل می کند، مهمترین راه آبی دنیا بدلیل حجم بالای نفت صادراتی روزانه از طریق آن است.

دلایل زیر مبین اهمیت فراوان تنگه هرمز و خسارات بزرگ بسته شدن آن از سوی ایران است:

* به نوشته سازمان اطلاعات انرژی آمریکا، نفت صادر شده از طریق این تنگه، حدود 40 درصد نفت دنیا را تامین می کند. البته این آمار به تناسب نرخ تولید اوپک، تغییر می کند.

* در می 2007، آژانس بین المللی انرژی در برآوردی اعلام کرد که 13.4 میلیون بشکه نفت خام در روز از این کانال باریک در تانکرها انتقال می یابد.

* علاوه بر این، حدود 2 میلیون بشکه محصولات نفتی، شامل سوخت و گاز مایع ((LNG از طریق این راه حمل می شود.

* صادرات LNG از بزرگترین صادر کننده آن، یعنی قطر نیز از طریق این تنگه به آسیا و اروپا با حجم 31 میلیون تن در سال انتقال می یابد.

* 90 درصد نفت خلیج فارس نیز از طریق این تنگه صادر می شود.

* یکی از ماموریت های اصلی ستاد مرکزی ارتش آمریکا، اطمینان حاصل کردن از امنیت صادرات نفت و انرژی از طریق این تنگه است.

* در سال های 1984 تا 1987 نیز، «جنگ تانکرها» میان ایران و عراق رخ داد که در هر دو کشور (بیشتر عراق) به سکوها و کشتی های نفتی یکدیگر حمله کرده و کشتی ها و سکوهای نفتی خارجی نیز در میان رگبار آتش گرفتار می شدند.

* بدلیل دخالت آمریکا جهت تامین امنیت این تنگه و حوالی آن، صادرات نفت خلیج فارس حدود 25 درصد کاهش پیدا کرد.

* جمهوری اسلامی ایران نیز رسما آمادگی ضد هوایی ها و سپرهای دفاعی در جزیره ابوموسی، یک نقطه استراتژیک در نزدیکی تنگه هرمز را تایید کرده است.

* آژانس اطلاعات انرژی آمریکا پیش بینی می کند که حجم صادرات نفت از این تنگه تا سال 2020 به 30 تا 34 میلیون بشکه در روز افزایش خواهد یافت.

* 75 درصد نفت ژاپن نیز از طریق این تنگه تامین می گردد.

* کشتی های تجاری حامل غلات، سنگ معدن، شکر و محصولات دیگر نیز از طریق این کریدور حیاتی خلیج فارس و بنادر حاشیه آن مانند دوبی می گذرد.

* تسلیحات نظامی آمریکا در کشورهای حاشیه خلیج فارس و عراق نیز از طریق این تنگه انتقال می یابد.








نويسنده : M.Mohammadzade ; ساعت ٩:٢٥ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٧ تیر ۱۳٩٠

آرشیو مرکز مطالعات خلیج فارس / فابیو اسکوتو / لارپوبلیکا / 05/08/2008


بازی پوکر بین ایران و مذاکره کنندگان غربی در روزهای گذشته نشان از آن دارد که در میز مذاکرات گردش دیگری صورت گرفته است و امکان بلوف تازه ای از سوی حکومت ایران وجود دارد بلوفی پس ازآزمایش موشکی در ماه گذشته که معلوم شد تهران عکس های مربوط به سکوی پرتاب را دستکاری کرده است.


سردار محمد علی جعفری فرمانده سپاه پاسداران ایران، اخطار کرد که نیروهای نظامی ایران به موشک های ضد کشتی ای مجهز شده اند که توانایی هدف قرار دادن و پرتاب تا شعاع 300 کیلومتری را هم دارد. موشک هایی که برتر و مجهزتر از آن چیزی است که در حال حاضر قدرت های اصلی غربی دراختیار دارد.


موشک هارپون Harpoon که هم اکنون در نیروی نظامی آمریکا استفاده می شود توانایی رسیدن تا مرز 270 کیلومتر را داراست، برد موشک Exocet ساخت کارخانه فرانسوی نیز تا 70 کیلومتر است و مدل جدید آن که در حال ساخته شدن است می تواند تا 180 کیلومترهم برسد.
اما بعید به نظر می رسد که سلاح جدید تهران که کاملا با تکنولوژی ایرانی در دست ساخت است توانایی پرتاب به مسافتی را که سردار جعفری از آن نام می برد داشته باشد. اظهارات ایرانیان، متخصصان نظامی غربی و هم چنین تحلیل گران امنیتی را گیج می کند. این آزمایش موشکی توسط هیچ کدام از ماهواره های غربی که در حال زیر نظر گرفتن آسمان، زمین و دریای ایران هستند، دیده و ثبت نشده است. و هم چنین از لحظه پرتاب آن که توسط حکومت تهران فیلم و تصویر تهیه شده است مدرکی در دست نیست. گفته می شود که با این سلاح جدید ضد ناو، ایران درصورت مورد حمله واقع شدن توانایی بستن گذرگاه نفت را دارد. سردار جعفری در این مورد می گوید"ایران امکان بستن تنگه هرمز را به راحتی و تا زمان نامحدود دارد." او همچنین اخطار می دهد که "با در نظر گرفتن نزدیکی تنگه هرمز به سواحل ما، این فاصله در شعاع سلاح های گوناگون ما قرار دارد و بستن آن برای ما بسیار عملی است و هیچگونه محدودیتی از لحاظ زمانی برای بسته نگه داشتن آن نداریم."


هر روز 17 میلیون بشکه نفت خام از 33 کیلومتر دریا که بین عمان و ایران قرار دارد عبور می کند. و این یعنی 40 درصد ترافیک دریایی نفت که برابر با 43 میلیون بشکه در روز است و اندکی بیش از نیمی از 85 میلیون بشکه ای که هر روزه در کل دنیا استخراج می شود را تشکیل می دهد. اظهارات رژیم ایران چند ساعت پیش از مذاکرات تلفنی بین مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، خاویر سولانا و مسئول پرونده هسته ای ایران، سعید جلیلی بیان شدند.


اروپایی ها این گفتگو را به دلیل آنکه از طرف تهران جواب رضایت بخشی درباره امکان تعلیق فعالیت های غنی سازی اورانیوم نیامده بود "بی نتیجه" تشخیص دادند. ایالات متحده آمریکا به گروه 5+1 پیشنهاد داد که ایران را مورد تحریم های جدیدی قرار دهند. سخنگوی وزارت کشور آمریکا گوانزالو گالگوز Gonzago Gallegos اظهار داشت که پس از گفتگوی تلفنی بین مسئولان پنج عضو ثابت شورای امنیت سازمان ملل متحد به اضافه آلمان موافقت شد که "در غیاب یک جواب مثبت چاره ی دیگری جز به کار بستن تحریم های دیگر وجود نخواهد داشت." شنبه گذشته موعد مقرر جامعه بین الملل برای دریافت جواب از سوی ایران به بسته پیشنهادی که خبر از توقف تحریم ها به شرط تعلیق غنی سازی اورانیوم و همچنین بازگشت برسر میز مذاکرات می داد، به سر رسید.


سولانا مذاکرات جدید با جلیلی را در روزهای آینده را منتفی ندانست و تلویزیون ایران هم از گفتگو با آمریکا خبر داد و بر این نکته تاکید داشت که "هر دو طرف موافق ضرورت ادامه گفتگوها در یک فضای سازنده و مثبت هستند."


ترجمه از ایتالیایی : نازنین توکلی
فابیو اسکوتو / لارپوبلیکا / 05/08/2008








نويسنده : M.Mohammadzade ; ساعت ٩:٢٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٧ تیر ۱۳٩٠

آرشیو مرکز مطالعات خلیج فارس/ عبدالباری عطوان / القدس العربی / 01/08/2008


بسیاری از ناظران سیاسی عرب پیش بینی می کنند بشار اسد رئیس جمهوری سوریه در سفر اخیر خود به تهران پیشنهادی را از سوی طرف اروپایی به مقامات ایرانی داده باشد تا بحران برنامه هسته ای ایران را حل کند. بحرانی که به بن بست رسیده است.


البته به فکر آنها نیز نمی رسید که اسد به عنوان هم پیمان اول تهران در میان کشورهای عربی سفری این چنینی را با هدف هماهنگی مواضع تهران و دمشق در صورت وقوع جنگ جدیدی در منطقه توسط اسرائیل و با چراغ سبز آمریکا انجام دهد. حمله نظامی که در آن تاسیسات غنی سازی و نیروگاه های هسته ای ایران نابود شوند. نشانه های جنگ سوم در منطقه خلیح فارس و در دو سوی سواحل این دریا، به شکل تصاعدی رو به نمود است و روز به روز تقابل ها افزایش می یابند.


گفت و گوهای ژنو به عنوان آخرین فرصت که دو هفته پیش از این برگزار شد و هیئتی از ایران به ریاست سعید جلیلی و هیئت اروپایی به ریاست خاویر سولانا هماهنگ کننده ارشد سیاست خارجی اتحادیه اروپا و برای نخستین بار با حضور ویلیام برنز معاون وزارت امورخارجه آمریکا برگزار شد هیچ گونه پیشرفتی را شاهد نبود.


ایران نیز پاسخ خود را به بسته مشوق های پیشنهادی غرب در مقابل تعلیق غنی سازی ایران به تاخیر انداخت.رهبران ایران تسلیم تهدیدات غرب نشدند و جواب خود را نیز درباره مشوق های غرب در مدت زمانی دو هفته ارائه ندادند. تعدادی از مقامات اروپایی از جمله شخص سولانا نیز با مقامات ایرانی تماس گرفته خواهان دریافت پاسخ ایران شدند و قرار شد که ایران نیز پاسخی را به طرف اروپایی ارائه دهد که پیش بینی می شود نسبت به پاسخ های گذشته ایران تغییری نداشته باشد و در راستای وقت کشی باشد. سئوالی که در این روزها به شدت مطرح می شود این نیست که آیا جنگی ضد ایران در می گیرد یا خیر؟ بلکه این است که اولا چه زمانی موشک های اسرائیلی و پس از آن موشک های آمریکایی شلیک می شوند تا مراکز هسته ای ایران را مورد هدف قرار دهند و دوم اینکه چه سلاحی به کار خواهد رفت؟ آیا سلاح ها عادی و غیرراهبردی خواهند بود یا هسته ای؟


جان بولتون نماینده سابق آمریکا در سازمان ملل متحد و یکی از برجسته ترین چهره های نومحافظه کاران پیش بینی کرده بود که این جنگ درماه نوامبر آینده و پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری آمریکا صورت می گیرد تا شرایط آن بر وضعیت کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری تاثیر نگذارد.البته برخی دیگر پیش بینی می کنند شعله های این جنگ بسیار زودتر بلند خواهد شد.


مسئولان اسرائیلی که به مانند جنگ عراق، در بروز این حمله نیز عجله دارند؛ این روزها به صورت متوالی به واشینگتن می روند تا مقدمات جنگ را آماده سازند و آنهایی را که در دولت آمریکا همچنان درباره جنگ علیه ایران تردید دارند، قانع کنند.در چهار هفته اخیر، ایهود باراک وزیر دفاع، گابی اشکنازی رئیس ستاد مشترک ارتش اسرائیل، شائول موفاز ژنرال سابق و وزیر فعلی راه و ترابری و رئیس کمیته اسرائیلی هماهنگی با آمریکا در زمینه پرونده هسته ای ایران، به آمریکا سفر کرده اند.ژنرال موفاز یکی از گزینه های برجسته برای جانشینی اولمرت در مقام ریاست حزب کادیما ونخست وزیری آینده اسرائیل است.


دو روز پیش از این در واشینگتن تهدیداتش را درباره حمله نظامی اسرائیل به ایران تکرار و تاکید کرد: باید به سرعت اقدامی را انجام داد چرا که اسرائیل نمی تواند بپذیرد که ایران قدرتی هسته ای شود.مطبوعات اسرائیل نیز حضور یک مقام مسئول آمریکایی در گفت وگوهای اخیر میان اروپایی ها و ایرانی ها در ژنو را این گونه تفسیر کردند که آمریکا به دنبال آن است که به هم پیمانان غربی خود این مطلب را بگوید که از تمامی ظرفیت های دیپلماتیک برای این پرونده استفاده کرده و اگر برای حل این مساله به گزینه نظامی پناه برد هیچ سرزنشی را نمی پذیرد.البته تصادفی هم نیست که کندولیزا رایس وزیر امور خارجه آمریکا در مسیر سفر خود به آسیا و دو روز پس از برگزاری نشست ژنو، وزیران خارجه کشورهای موسوم به محور اعتدال عربی را به نشستی در ابوظبی فراخواند تا آنها را از موضع آمریکا آگاه کند و اصرار داشت تا برنز یعنی همان مقام مسئول آمریکایی حاضر در نشست ژنو به همراه دیگر مقام آمریکایی که نامش اعلام نشد؛ در نشست ابوظبی هم حاضرشود.مسئولان ایرانی نیز کم کم افزایش فضای تنش آلود را حس کردند و بالا رفتن صدای شیپورهای جنگ اسرائیل و آمریکا را شنیدند و برای مقابله با آن از آزمایش موشک دریایی با برد 300 کیلومتر خبر دادند و بر توانمندی خود در بستن تنگه هرمز در دهانه خلیج فارس در هر لحظه ای که از طرف آمریکا و اسرائیل مورد هدف قرار گیرند تاکید کردند.


انچه باعث شد تا ایرانی ها احتمال وقوع جنگ را جدی بگیرند چه بود.یکی از مشاوران نزدیک به باراک اوباما نامزد دموکرات ها برای انتخابات ریاست جمهوری آتی آمریکا به نقل از وی اعلام کرد: اوباما پس از سفر به قدس اشغالی قانع شد که اسرائیل در صورتی که گفت و گو های فعلی برای توقف غنی سازی ایران شکست بخورد به حمله نظامی علیه ایران دست بزند تا برنامه هسته ای این کشور را نابود کند.


اظهاراتی که اوباما نیز آنها را رد نکرد.اسرائیل نیز درک می کند که اوباما این گونه حملات نظامی را رد می کند واگر به عنوان رئیس جمهوری آمریکا انتخاب شود با این اقدام موافقت نخواهد کرد و اسرائیل هم نخواهد توانست با نظر عالی ترین مقام آمریکایی و فرمانده ارشد نظامیان آمریکایی در موضوعی استراتژیک با چنین اهمیت و خطرناکی مخالفت کند و به همین دلیل منتظر انتخابات (ریاست جمهوی آمریکا) نخواهد ایستاد.


اگر هم منتظر این انتخابات باشد حمله نظامی خود را پیش از آنکه اوباما رسما مسئولیت خود را به عنوان رئیس جمهوری آمریکا آغاز کند انجام می دهد.البته اگر اوباما در انتخابات آتی ریاست جمهوری آمریکا پیروز شود و این همان مطلبی است که نظرسنجی ها در آمریکا آن را نشان می دهند.


همچنین اولمرت نیز تصمیم گرفته است تا از سمت نخست وزیری کناره گیری کند و خواستار برگزاری انتخابات برای گزینش رئیس جدید حزب کادیما در ماه آینده میلادی شده است.این زمان دقیقا مورد بررسی قرار گرفته است. این به آن معنی است که اگر وضع به روال طبیعی پیش برود رئیس جدید کادیما می تواند تا پیش از ماه سپتامبر آتی کابینه ائتلافی تشکیل دهد و غیرمترقبه نیز نخواهد بود اگر این سمت شانس موفاز یعنی بزرگترین تحریک کننده حمله نظامی به ایران باشد.ژنرالی که خبره قوی خود در امور نظامی را از موقعیت سابق خود به عنوان رئیس وقت ستاد مشترک ارتش اسرائیل وام گرفته است.


جرج بوش پسر در دوره ریاست جمهوری آمریکا که با شکست ها و فاجعه هایی همراه بود دو جنگ شکست خورده را در عراق و افغانستان راهبری و اقتصاد کشورش را وارد مرحله رکود کرد و سنگین ترین بودجه سراسری را با کسری معادل 450 میلیارد دلار ارائه کرد.بعید نیست که بوش دوباره به تحریک های اسرائیل پاسخ مثبت دهد و به گزینه نظامی علیه ایران دست بزند تا در اقدامی یاس آمیز ارث سیاسی و نظامی خود را نجات دهد ارثی که با نا امیدی ها و شکست ها همراه شد.این اسرائیل است که بر تصمیم گیران در آمریکا سیطره دارد و از طریق گروه های فشار کاخ سفید را می رباید و کنگره را بی ثبات می کند و نیروی قدرتمند نظامی آمریکا را در خدمت اهداف خود می گیرد و دشمنانش را نابود می سازد.همانطور که کاندیداهای ریاست جمهوری آمریکا در نشست سالیانه ایپک(لابی اسرائیل در واشینگتن) برای اسرائیل خود را می آراستند و در پی جذب اسرائیل بودند.


بوش به عنوان معتمدترین هم پیمان اسرائیل از زمان تاسیس آن، خواهان تسلیم شدن کامل ایران با عنوان توقف غنی سازی اورانیوم و تسلیم شدن تمام و کمال در برابر شرط های آمریکا و اروپاست یعنی به طور کامل از اهداف هسته ای خود دست بردارد.واضح است که ایرانی ها این اقدامات مشترک از سوی آمریکا و اسرائیل را رد می کنند. ایرانی ها همه چیز را می پذیرند جز توقف غنی سازی اورانیوم و اعلام آنها درباره اینکه شش هزار سانترفیوژ برای غنی سازی در اختیار دارند تصویری زنده از مواضع آنهاست.


پاسخ مکتوب ایران که قرار است ارائه شود حد فاصلی میان صلح و جنگ است و شمارش معکوس برای هر یک از آنها آغاز شده است بلکه باید گفت شمارش معکوسی است برای حمله نظامی آمریکا – اسرائیل به صورت انفرادی یا مشترک.خسارت های این واقعه به شدت زیاد خواهد بود بلکه بسیاربیشتر از تمامی تصوراتی که درباره بازتاب و تاثیرات این جنگ می توان انجام داد.پایگاه های نظامی آمریکایی در منطقه خلیج فارس اولین هدف هستند در کنار تنگه هرمز و چاه های نفت و این یعنی بالا رفتن بهای نفت از 300 دلار برای هر بشکه نفت.به همین دلیل اتفاق عجیبی نیست اگر کویتی ها که در میان کشورهای عربی حوزه خلیج فارس به هوشمندی در زمینه بازرگانی معروف اند بحث ذخیره سازی نفت خود در مکانی خارج از منطقه را مورد بررسی قرار می دهند. آنها به دلیل خبرگی و مشارکت در دو جنگ منطقه، شاخک های حساسی دارند که جنگ ها را پیش بینی می کند و خبر می دهند.اسرائیل نیز از جمله بزرگترین ضرر کنندگان این جنگ خواهد بود.


موشک های ایران – اگر راست گفته باشند – به سوی اسرائیل هدف گرفته خواهند شد موشک های با وزن های بسیار و بردی بیشتر. در این میان نباید موشک های حزب الله را فراموش کرد که بیش از 40 هزار فروند است. "سن تزو" استراتژیست چینی در کتاب مشهور خود یعنی "هنر جنگ" گفت: اولین عنصر اساسی برای موفقیت تنها این نیست که دشمنت را بشناسی بلکه باید خود را نیز بشناسی. دولت فعلی آمریکا دشمن خود را نمی شناسد و خود را نیز نمی شناسد که اگر این گونه بود هیچ وقت در این شرایط نامناسب قرار نمی گرفت.


چهار ماه پیش از سقوط شاه ایران، سیا اعلام کرد که ایران در مرحله انقلاب نیست و شاه ایران به مدت 10 سال به حکومت ادامه خواهد داد اما پس از چهار ماه شاه از ایران فرار کرد و هیچ پناهگاهی غیر از قاهره پیدا نکرد تا در آن بمیرد و دفن شود آن هم به دلیل کرم رفیقش انور سادات و البته پس از آنکه واشینگتن و دیگر پایتخت های کشورهای غربی نیز از میزبانی وی امتناع کردند.سازمان اطلاعات و امنیت آمریکا هنگامی که این گزارش را تهیه می کرد در ایران حضوری گسترده داشت و بزرگترین سفارت خود را در تهران داشت ولی هم اکنون چگونه می خواهد با ایران به تعامل بپردازد در حالی که دشمن اوست ولی سفارتخانه ای در تهران ندارد.
حق کشورهای عربی حوزه خلیج فارس است که از این چنین هم پیمانی نگران شوند که هیچ چیز نمی داند جز ورود به جنگ هایی شکست خورده.■


ترجمه از عربی: رضائیان
عبدالباری عطوان / القدس العربی / 01/08/2008

 








نويسنده : M.Mohammadzade ; ساعت ٩:٢۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٧ تیر ۱۳٩٠

یک تحلیلگر مسائل ایران و منطقه با اشاره به تلاش آمریکا در تحریم جدید ایران برای بازرسی کشتی‌هایی که به آب‌هایی ایران وارد می‌شوند، تاکید کرد در این صورت، ایران تنگه هرمز را طناب داری برای اقتصاد آمریکا می‌کند.

به گزارش فارس،‌ "محمد صادق الحسینی " در مقاله‌ای با اشاره به تحریم ایران با فشارهای آمریکا، از چین و روسیه انتقاد کرد و افزود که آمریکایی‌ها در توهم به سر می‌برند.

صادق الحسینی نوشت: چینی‌ها اشتباه می‌کنند و در توهم هستند اگر گمان کنند که ایرانی‌ها موضع غیراصولی آنان و رای موافق به تحریم ایران در شورای امنیت را فراموش می‌کنند؛ شورای امنیتی که در ساده‌ترین توصیف برای آن باید گفت که ابزاری در دست قدرت‌های امپریالیستی است.

این تحلیلگر مسائل ایران نوشت: روس‌ها بیشتر از چینی‌ها در اشتباهند و اشتباه می‌کنند که در دوستی با ایران مقابل مشتی امتیاز بین‌المللی در سطح بین‌الملل دریغ می‌کنند و همانطور که "ولادیمیر پوتین " نخست وزیر روسیه در گفت‌وگوی تلفنی با "نیکلا سارکوزی " رئیس جمهوری فرانسه گفت، زمانیکه از خواب غفلت برخیزند تاوان سنگینی خواهند داد.

صادق الحسینی به رای ممتنع لبنان به تحریم ایران نیز اشاره کرد و گفت: مسئولان لبنانی نیز چقدر فریب‌خورده بودند که به سفارش کسانی گوش کردند که از آنان خواستند در موضوعی چنین روشن، صریح و شفاف که به نفع منافع عالی ملی آنان بود و می‌توانست به قدرت مقاومت آنان بیفزاید، موضع ممتنع بگیرند و در کنار کسانی ایستادند که بارها و بارها آنان را تحت فشار قرار داده و آنان را تهدید کرده و آسیب زده‌اند، نه در کنار کسی که آنان را پشتیبانی و کمک کرده است.

نویسنده افزود: ولی این، همه‌ی موضوع نیست که برخی گمان کنند که کشورهای پیروز در جنگ جهانی دوم همه قدرت جهانی هستند. قدرت‌های دیگری نیز وجود دارند که با تعداد اندک خود، عزم و اراده‌ی مستقل خود را جمع کرده‌اند. ایران که امروز با تحریم روبه‌رو شده است، فقط خودش تنها نیست. ایران نزدیک به سی‌سال است با این تحریم‌ها خو کرده است. اتفاقا این تحریم‌ها سبب شده است که ایران به صف کشورهای در حال توسعه و حاضر در معادله جهانی و جهانی جدید بپیوندد که در مقابل جهان قدیم که در حال فروپاشی است در حال خیزش است.

الحسینی افزود: ایران امروز بسیار قدرتمندتر از آن چیزی است که تحریم‌های اولیه علیه آن وضع شد در نتیجه تحریم جدید نتیجه‌ای ندارد جز اینکه ایران بر برنامه‌ها و اقدامات غافلگیر کننده پافشاری بیشتری کند. هر کس باور ندارد پس منتظر باشد که با چشمان خود ببیند زیرا انتظار وی چندان طول نخواهد کشید ولی دیگر آنگاه پشیمانی سودی ندارد و دیگر برای کسانی که در حساب‌های خود اشتباه کرده و گمان کرده‌اند که آمریکا سرنوشتی است که نمی‌توان از آن رها شد، دیر شده است.

نویسنده به غنی‌سازی اورانیوم اشاره و تاکید کرد که "ایران در حوزه غنی‌سازی برای مقاصد صلح‌آمیز و در حوزه مقاومت، همه کشورهای احتکارکننده دانش و فناوری را با شکستن محاصره به وسیله اراده‌ی آزاد خود، غافلگیر خواهد کرد. ایران با هر تحریم جدید قوی‌تر می‌شود. بله، این ترکیه و برزیل هستند که رسما به تلاش‌های بومی ایران برای شکستن محاصره پیوستند و هستند طرف‌های بسیاری که برای شکستن سلطه و احتکار بین‌المللی آماده جانفشانی هستند.

این تحلیلگر مسائل ایران نوشت: اگر واشنگتن گمان می‌کند که با این تصمیم‌ها و قطعنامه‌های می‌تواند فرصتی ایجاد کند که کشتی‌های تجاری ایران را بازرسی کند یا بر کالاهای راهبردی که در راه ایران است، تسلط پیدا کند، پس باید برای جنگی سخت آماده شود که تاکنون به خود ندیده است و کمترین آن، این است که تنگه هرمز طناب داری بر گلوی تجارت آمریکا و متحدانش شود و این گوشه‌ای از هزاران است که انتظار دولت آمریکای تجاوزکار را می‌کشد.








نويسنده : M.Mohammadzade ; ساعت ٩:٢۱ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٧ تیر ۱۳٩٠

اباذر براری

مرکز بین المللی مطالعات صلح-IPSC

 


تنگه هرمز در میان تنگه های استراتژیک جهان اهمیت ویژه ای دارد. این تنگه که از ارزش خاص ارتباطی، اقتصادی، نظامی و ژئوپلتیکی برخوردار است، به ویژه برای کشورهای منطقه، به عنوان مجرایی برای دسترسی به آب های آزاد محسوب می شود از سوی دیگر، با اهمیت یافتن اقتصاد در نظام جدید جهانی، مناطقی در جهان اهمیت خواهند یافت که از نظر منابع انرژی غنی باشند، از این رو در نظریه های ژئواکونومیکی، نیز که جدیداًمطرح شده اند؛ خلیج فارس و تنگه هرمز بطور اخص موقعیت بی نظیری در آینده خواهند داشت.


عمده ترین دلیل اهمیت خلیج فارس برای کشورهای غربی به وجود ذخایر عظیم نفت و گازدر این منطقه باز می گردد. خلیج فارس بیش از ۶۰ درصد ذخایر اثبات شده نفت جهان و ۳۰ درصد تجارت جهانی نفت را در اختیار دارد.و عمده واردات نفت آمریکا، اروپای غربی و ژاپن از این منطقه صورت می گیرد

خط ساحلی ایران در صدور انرژی منطقه نقش حیاتی بازی می کند. زیرا تانکرها ونفت کش ها از مسیرهایی عبور می کند که بسیار نزدیک به خاک ایران، جزایر تحت کنترل و پایگاههای نیروی دریایی ایران در خلیج فارس است.

این حساسیت بالا و تعمیق شکاف ها میان ایران و غرب که موجب تهدید ایران به انسداد تنگه هرمز در صورت هرگونه حمله نظامی علیه ایران گردید، اکنون یکی از دغدغه های کشورهای پیشرفته صنعتی برای تضمین امنیت صدور انرژی شده است. اگر چه در صورت بسته شدن تنگه هرمز استفاده از مسیرهای جایگزین امکانپذیر است؛ اما این مسیرها طولانی تر و پرهزینه تر هستند

به این ترتیب غرب برای عدم تاثیر پذیری از استفاده ابزاری ایران از تنگه هرمز در صدد تنوع بخشی به منابع انرژی خود و عدم اتکا به این منطقه برآمد. در مقابل کشورهای عربی منطقه برای آن که بازار غرب را همچنان حفظ نمایند به دنبال مسیرهایی جدیدی برای صادرات بودند. که مسیرهای مختلفی از جمله استفاده از گزینه های عربستان – دریای سرخ، گزینه عراق- ترکیه مطرح شدند.

اخیرا امارات متحده عربی درصدد احداث خط لوله ای برآمد تا ضمن انتقال انرژی از مسیر دریای عمان اتکای خود را به مسیر تنگه هرمز کاهش دهد.


ویژگی های تکنیکی خط لوله حبشان- فجیره

خط لوله حبشان – فجیره به طول حدود ٣٧۵ کیلومتر توسط یک پیمانکار چینی با سرمایه گذاری ٣.٢٩ میلیارد دلاردر حال احداث است و مراحل پایانی خود را می گذراند. خط لوله ای که قرار است با دور زدن تنگه هرمز نفت امارات را از سواحل دریای عمان صادر کند. با بهره برداری از این خط لوله، نفت خام امارات متحده عربی بدون عبور از تنگه هرمز به بازارهای جهانی صادر خواهد شد

فجیره یکی از هفت امارت کشور امارات متحده عربی است و بندر فجیره یکی از عمده ترین بنادر در خارج منطقه تنگه هرمز، مشرف بر سواحل دریای عمان و دارای انبارهای بزرگ ذخیره سازی است.

دایتر بلاوبرگ، مدیر پروژه خط لوله نفت خام ابوظبی، اعلام کرد: اولین محموله نفت خام ابوظبی در ژانویه ۲۰۱۱ به طور مستقیم از بندر فجیره و بدون عبور از تنگه هرمز صادر خواهد شد. ظرفیت این خط لوله در ابتداء ١.۵ میلیون بشکه در روز خواهد بود و در ظرفیت نهایی خود امکان انتقال ١.٨ میلیون بشکه در روز را در اواسط سال ٢٠١١ خواهد داشت.

اهداف احداث

دلایل زیادی برای احداث این خط لوله ذکر شده است. مجموعه ای از دلایل به شکل رسمی و از مجاری رسمی مطرح می شود در کنار این موارد باید به سایر دلایل که ورای اهداف رسمی هستند نیز توجه داشت تا بتوان راهبرد مناسب با آن را در پیش گرفت. در مورد اهداف احداث این خط لوله مدیر پروژه اظهار داشت: هدف از اجرای این پروژه که از سوی شرکت بین المللی سرمایه گذاری نفت (آی.پی.آی.سی) دولت ابوظبی آغاز شده، کاهش اتکا به پایانه های نفتی واقع در خلیج فارس است. وی ادامه داد: این پروژه همچنین به کاهش ازدحام در تنگه هرمز کمک خواهد کرد.

هم اکنون امارات متحده عربی برای صدور روزانه دو میلیون و ۲۰۰ هزار بشکه نفت خود به بنادر واقع در خلیج فارس متکی است.این خط لوله این امکان را به ابوظبی خواهد داد تا به دلیل داشتن قابلیت پهلوگیری کشتی های بزرگ تر در آب های عمیق بندر فجیره، ظرفیت صادراتی قابل اطمینانی را در کرانه شرقی امارات متحده عربی ایجاد کند.

این پروژه همچنین شامل هشت مخزن یک میلیون بشکه ای ذخیره سازی در فجیره و دو مخزن در حبشان است که در کل دارای ظرفیت ذخیره سازی معادل ۱۰ میلیون بشکه خواهد بود. تاسیسات بارگیری این دو پایانه اصلی نفتی شامل دو ایستگاه پمپاژ با ظرفیتی معادل ۸۰ هزار بشکه در ساعت خواهد بود.

همچنین می توان مقابله با چالش های ایران وآمریکا در منطقه که ممکن است امنیت انتقال انرژی امارات را به خطر بیندازد نیز به عنوان بخشی از اهداف امارات ذکر کرد.

اما در ورای این موارد امارات به واقع در صدد است تا در بلند مدت با گسترش و توسعه بندر فجیره این بندر را به عنوان هاب انرژی در خلیج فارس مطرح نماید. بعلاوه که نباید فشارهای غرب و به ویژه آمریکا را در مورد کاهش جایگاه و نقش تنگه هرمز برای ایران را نادیده گرفت.

راهبردهای جمهوری اسلامی ایران

توجه به نظریه ثبات هژمونیک که توسط کوهن بسط داده شده اهمیت انرژی و همین طور مسئله ارتباطات و دسترسی را آشکار می کند در همین زمینه ایران باید بتواند از موقعیت ممتاز خود در منطقه نهایت استفاده را ببرد.

امروزه یکی از راههای بقا کشورها و تضمین امنیت آن ها در عرصه بین المللی ایجاد و تعمیق علقه هایی است که یک کشور را با سایر کشورها پیوند خواهد زد به عبارت دیگر دامن زدن به وابستگی متقابل یکی از مهمترین راههای تضمین امنیت ملی می باشد. آن چه مسلم است ایران در منطقه خلیج فارس و تسلط بر تنگه هرمز جایگاهی منحصر به فرد دارد. اما تلاش برای استفاده از این موقعیت در شرایط کنونی که به نوعی عدم اطمینان نسبت به برنامه ها و اهداف ایران در سطح بین المللی وجود دارد چندان بی اشکال نمی نماید. در حقیقت ایران باید خود زمینه ها را برای درگیر کردن سایر کشورها در منطقه فراهم کند و شرایط را برای وابستگی هر چه بیشتر کشورها به استفاده از تنگه هرمز ایجاد کند. تعمیق و گسترش روابط با کشورهای عربی منطقه و امضاء توافقات دو جانبه و چندجانبه اقتصادی و امنیتی، از طریق شورای همکاری خلیج فارس باید به یک اولویت اساسی در دستگاه سیاست خارجی تبدیل گردد تا به این ترتیب خیال کشورهای منطقه و غرب از امنیت انتقال از طریق این تنگه راحت باشد و ایران تنها زمانی باید به استفاده از این ابزار دست بزند که بقای خود را در خطر می بیند. در غیر این صورت اتفاقی که خواهد افتاد تلاش گسترده و تدریجی کشورها برای یافتن راههای جایگزین خواهد بود ولذا کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به منظور مقابله با عوارض احتمالی مناقشه در منطقه و کاستن از اهمیت استراتژیک تنگه هرمز اقدام به ساخت خط لوله انتقال نفت می کنند و بدین ترتیب ایران نه تنها منافع اقتصادی بلکه منافع امنیتی خود را نیز از دست خواهد داد.

بنابراین راهبردهای ایران در این مورد وموارد مشابه را این گونه می توان بیان نمود:

١- همواره هنگام مطرح شدن حمله به ایران، اولین گزینه ای که به ذهن تحلیل گران خطور می کند، بسته شدن تنگه هرمز از جانب ایران است. ایران نباید در سطوح رسمی و دیپلماتیک چنین اظهاراتی را بیان کند و انگیزه کشورهای منطقه، در مورد کاهش اتکا به تنگه هرمز را تقویت نماید.

٢- روزنامه های اسرائیلی گزارش های متعددی درخصوص احداث خط لوله در حاشیه جنوبی خلیج فارس منتشر می کنند و از آن به عنوان تهدیدهای ایران یاد می کنند. ایران می بایست در دو گام این اقدام را خنثی نماید ابتدا با پر رنگ تر کردن روابط خود با کشورهای منطقه آنان را به سوی خود جذب نموده و در بلند مدت تلاش نماید امنیت آنان را با امنیت خود پیوند بزند البته این امر نباید از طریق تهدید صورت پذیرد.

٣- از طرف دیگر رسانه های خارجی تلاش دارند موضوع جدی بودن مناقشه در این منطقه را نشان دهند و شواهد نشان می دهد که تلاش های عربستان،کویت و امارات برای احداث ۶ خط لوله به سمت شهر مسقط عمان، حداقل یک دهه زمان خواهد برد. و در این مدت ایران می تواند اقداماتی جدی در ایجاد شکاف و رقابت کاذب میان این کشورها و تلاش برای برقراری روابط دوستانه آنان با خود انجام دهد در عین حال که تلاش خواهد نمود مناقشات خود با غرب را حل نماید.








نويسنده : M.Mohammadzade ; ساعت ٩:۱٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٧ تیر ۱۳٩٠

مرکز مطالعات خلیج فارس با توجه به وظیفه ملی و دینی خود در دفاع از هویت و آرمانهای بزرگ کشور ایران و به ویژه خلیج همیشه فارس(دریای پارس) آن٬ خود را موظف به دفاع همه جانبه از این پهنه آبی ارزشمند کشورمان می داند و از همین رو با سلاح علم و دانش و فرهنگ ایرانی به مقابله با جاعلین و متجاوزین برخواسته است. این مرکز از یک سو در زمینه تحقیقات علوم جغرافیا- تاریخ و سیاست وهمچنین از سوی دیگر دفاع ملی در حوزه خلیج فارس مشغول به فعالیت می باشد. با افزایش مجموعه تهدیدات هماهنگ برخی کشورهای بزرگ صنعتی با برخی از کشورهای عربی منطقه٬ ضرورت ملی ایجاب می نمایند که دولت و ملت ایران در دفاع از ارزشها و منافع ملی کشور٬ سلسله اقدامات منظم و برنامه ریزی شده ای را در جهت مقابله با این تهدیدات و خنثی نمودن آنها در نظر گیرند. لذا طرح پاسداری از خلیج فارس به عنوانی یکی از اقدامات ملی و به عنوان یک پدافند غیرعامل در مواجهه با تهاجمات بیگانگان در حوزه خلیج فارس راه اندازی شده است و از همه دلسوزان این کشور دعوت می کند که در این امر فراگیر که ریشه در باورهای درونی ایرانیان دارد همکاری نمایند. همانگونه که آگاه هستیم پدافند غیر عامل مجموعه اقدامات طراحی شده ای است که بدون استفاده از تسلیحات نظامی در جهت کاهش تأثیرات عملیات خصم جویانه دشمنان بکار گرفته می‌شود، در این مورد پیشرفت‌های زیادی صورت گرفته است. بی شک پدافند غیرعامل هزینه بسیار کمتری نسبت به درگیریهای نظامی کلاسیک و منظم دارد و استفاده از روش‌ها و تاکتیک‌های این نوع از پدافند می‌تواند نیروی انسانی؛ تجهیزات؛ ادوات و اطلاعات را حفظ و نگهداری کند و دشمن را برای دستیابی به مقاصدش با مشکلات عدیده‌ای درازمدتی مواجه کند، مفهوم بسیار جدی را در مقابله با تهدیدات متجاوزین به خود اختصاص داده است.


ایران و مفهوم ایرانی بودن در گذار هزاران سال در برابر یورش‌های گوناگون خارجی محفوظ مانده و به ویژه درعرصه فرهنگ و هویت از گسست‌های تاریخی مصون بوده است. از ظهور امپراتوری‌های بزرگ و تمدن‌های غنی نیز مقاومت ایرانی‌ها در برابر یورش‌های هفتصد سال رومیان٬ اسکندر٬ اعراب و چند صدساله عثمانی¬ها شکل گرفته است و دفاع ایرانیان از کشور به صورت مثال زدنی در جهان امروز خودنمایی میکند. خیزش¬های مردمی همانند: آل بویه٬ یعقوب لیث٬ سرخ جامگان٬ صفار٬ ابومسلم و... در مقابل حکومت خلفاء اموی و عباسی، نمادهایی از تلاش ایرانیان برای حفظ هویت خود در طول تاریخ بوده است.

هویت این کشور با بیداد ستیزی عجین شده است، ملت‌ها با اسطوره¬های خودساخته می¬شوند، یکی از اولین اسطوره¬های ایران کاوه آهنگر است که نماد بیداد ستیزی است و در ظلمات استبداد ضحاک با استواری تمام فریاد بیداد ستیزی و دادخواهی را بلند کرد. پس در پیدایش هویت ایرانی، بیداد ستیزی سرشته شده‌است. این هویت با تلفیق مذهب شیعه ریشه های قوی تری را در خود احساس نمود و موجب آمیخته شدن اعتقادات دینی و ملی در دفاع از منافع کشور گردید. در تاریخ ایران نیز نمادهای بیداد ستیزی کم نبوده¬اند، یکی از مهمترین آنها در عصر معاصر ستارخان است که در ستیز با خودکامگی تا پای جان رفت و خواسته ملت برای آزادی و حاکمیت ملی را با فداکاری تمام پیگیری کرد.


طرح پاسداری از خلیج فارس با حمایت از نیروهای انسانی جانبرکف ایران زمین هدایت میگردد و به الطبع مرکز خود را موظف میداند در صورت هرگونه دست اندازی احتمالی بیگانگان به خلیج فارس و منافع ایرانیان در این پهنه آبی کشور٬ از همه امکانات و توان نیروی انسانی استفاده نماید و پاسخ متجاوزین را در خارج از مرزهای جغرافیایی ایران عزیز و به صورت غافلگیرانه بدهد. مجموعه اطلاعات گردآوری شده از عزیزانی که در این طرح ملی ثبت نام نموده اند به صورت کاملا محرمانه در مرکز نگهداری میشود و تنها در مواقع حساس از آن استفاده میگردد.


ایرانیان به جهانیان ثابت خواهند نمود که در صورت نیاز در مواجهه با هرگونه حمله احتمالی به کشور٬ هر ایرانی یک ارتشی است و قلم را بر زمین خواهد نهاد و صلاح حق و عدالت را بر دست خواهد گرفت و تا آخرین دم از ایران و ایرانی و مبانی عدالتخواهی کهن خود دفاع خواهد نمود.
 

 

 

لطفا برای عضویت در آدرس زیر ثبت نام بفرمایید:

 

http://persiangulfstudies.com/fa/index.asp?p=Register








نويسنده : M.Mohammadzade ; ساعت ٩:٠٥ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٧ تیر ۱۳٩٠

 

نام رسمی : جمهوری اسلامی ایران
موقعیت : جنوب غربی آسیا ٬ در منطقهٔ خاورمیانه ٬ شمال دریای کاسپین ٬ جنوب دریای پارس
پهناوری : 1648195 کیلومتر مربع (هجدهمین کشور بزرگ جهان)
جمعیت : 70472000 تا سال 1385 که هر سال حدود یک میلیون نفر بر آن افزوده میشود.
ذخایر اثبات شده نفت ایران در خلیج فارس : 130.7 میلیارد بشکه در سال 2003 (اطلاعات سیاسی اقتصادی 209-210)
امید به زندگی : در زنان 71 سال و در مردان 56-68 سال (www.deueation2005,yahoo.com)

مقدمه
ایران در شمال با جمهوری آذربایجان، ارمنستان، و ترکمنستان؛ در شرق با افغانستان و پاکستان؛ و در غرب با ترکیه و عراق مرز زمینی دارد و همچنین دارای مرز دریایی در شمال با دریای خزر و در جنوب با خلیج فارس و دریای عمان است، که دو منطقهٔ نخست از مناطق مهم استخراج نفت و گاز در جهان هستند.اسلام دین رسمی، تشیع مذهب رسمی است ولی دین باستانی زرتشتی و مسیحی و یهودی نیز در ایران قانونی می باشد. فارسی زبان رسمی ایران است. ایران به عنوان یک سرزمین و یک ملت دارای تاریخی کهن است و یکی از تاریخی‌ترین کشورهای جهان به شمار می‌رود که در شکل گیری پایه های فرهنگی و تمدنی جهان نقش اصلی را ایفا نموده است.ایران به واسطه قرار گرفتن در منطقهٔ میانی اوراسیا دارای موقعیتی راهبردی است. این کشور از اعضای سازمان ملل متحد، جنبش عدم تعهد، سازمان کنفرانس اسلامی، اوپک و سازمان اکو است. ایران یک قدرت منطقه‌ای در جنوب غربی آسیا است و جایگاهٔ مهمی را در اقتصاد جهانی به دلیل در اختیار داشتن صنعت نفت، صنعت پتروشیمی و گاز طبیعی برای خود بدست آورده‌است.[1]

ریشه نام ایران
واژهٔ ایران در فارسی باستان «آئیریانا» (airya) و در فارسی میانه به شکل «اِران» (erān) بوده، و برگرفته از شکل‌ قدیمی «airya nama» و به معنای «سرزمین مردمان اصیل» است.واژهٔ «آریا» در زبان‌های اوستایی، فارسی باستان و سنسکریت به ترتیب به شکل‌های «اَیریه» (airya)، «اَریه» (āriya)، «آریه» (arya) به کار رفته‌است. همچنین در زبان سنسکریت «اریه» (ariya) به معنی سَروَر و مهتر و «آریکه» (aryaka) به معنی مَردِ شایستهٔ بزرگداشت و حرمت است و آریایی به‌زبان اوستایی «ائیرین» (airyana) و به زبان پهلوی و فارسی دری «ایر» خوانده می‌شود و ایرج به زبان آریایی "airya" است. ایر در واژه به‌معنی «آزاده» و جمع آن «ایران» به‌معنی «آزادگان» است.نام ایران در لغت به معنی «سرزمین آریاییان» است و مدت‌ها پیش از اسلام نیز نام بومی آن نیز ایران، اران، یا ایرانشهر بود.[3]، البته از ۶۰۰ سال پیش از میلاد تا ۱۳۱۴ (۱۹۳۵) در عرصهٔ جهانی با نام «پرشیا» شناخته می‌شد[2] که در سال ۱۳۱۴ در شرف تأسیس لیگ ملل با درخواست رسمی رضاشاه پهلوی همان نام بومی کشور (ایران) در عرصهٔ جهانی هم مورد کاربرد قرار گرفت. نام «پرشیا» همچنان برابر نام ایران است و در زبان‌های اروپایی به دلیل سابقه تاریخی ٬ فرهنگی‌اش کاربرد دارد، اما در اخبار سیاسی بیشتر نام ایران به کار برده می‌شود.در بسیاری از کتب باستانی و تاریخی ایران این نام مشهود است:
نخستین و بهترین سرزمینی که من اهورامزدا (خداوند) بیافریدم ایران ویچ (ایران) است آنجایی که رود نیک دایتی روان است.


(نسکهای باستانی ایران فرگرد اول ٬ وندیداد 20 – 30)
فروهرهای مردان پاکدین سرزمینهای ایران را می ستاییم . فروهر های زنان پاکدین سرزمینهای ایران را می ستاییم .(بند 143 از تیر یشت)
فروهر کیومرث پاک را می ستاییم . نخستین کسی که به گفتار و آموزش اهورامزدا گوش فرا داد . از او خانواده سرزمینهای آریایی ایران و نژاد آریا بوجود آمد . رحمت و فروهر زرتشت اسپنتمان مقدس را اینک می ستاییم .(بند 87 از فروردین یشت)
نخست زرتشت نامدار در ائیران وئیچ (ایران زمین) چهار بار یتا اهو را خواند.(یسنای 9 بند 14)
انجمنی کرد اهورامزدا با ایزدان مینوی ائیران وئیچ ( ایران ).انجمنی کرد جمشید دارنده رمه خوب با بهترین مردمان در ائیران وئیچ ایران.(بند 20 -31)


هنر نزد ایرانیان است و بس ندادند شیر ژیان را به کس
همه یکدل انند و یزدان شناس به نیکی ندارند از بد هراس
سیاوش منم نه از پریزادگان از ایرانم از شهر آزادگان
که ایران بهشت است یا بوستان همی بوی مشک آید از بوستان
ندانی که ایران نشست من است جهان سر به زیر دست من است
دریغ است که ایران ویران شود کنام شیران و پلنگان شود
همه جای جنگی سواران بدی نشستن گه شهریاران بدی
چو ایران نباشد تن من مباد بر این بوم و بر زنده یک تن مباد
همه روی یکسر به جنگ آوریم جهان بر بد اندیش تنگ آوریم
ز بهر بر و بوم و پیوند خویش زن و کودک وخرد و فرزند خویش
همه سر به تن کشتن دهیم از آن به که کشور به دشمن دهیم (شاهنامه فردوسی بزرگ)


همه عالم تن است و ایران دل نیست گوینده زین قیاس خجل
چونکه ایران ٬ دل زمین باشد دل ز تن ٬ به بود یقین (حکیم نظامی گنجوی)


سرزمین ایران یکی از گهواره های تاریخ و تمدن بشری محسوب می شود که همیشه صحنه ساز دلاوری ٬ مردانگی ٬ تمدن ٬ فرهنگ و پیشرفت بوده است . اگر بر اوستا ٬ ودها ٬ تورات ٬ خداینامه ٬ تاریخ مسعودی ٬ طبری و دیگر کتب اسلامی و دینی ایرانی نگاهی بیاندازیم خواهیم دید که همگی تاریخ و تمدن را از ایران زمین آغاز کرده اند . این ایران همان فلات ایران است که آشور و بابل و سومر و اکد و پارس و پارت و ماد را شامل می شود . رابرت ویزون می نویسد که سر آغاز تمدن ایران تا پانزده هزار سال پیش باز میگردد . کرونین تمدن ایران را از تمدن کهن مصر نیز قدیمی تر می داند . پرفسور اسمیت می گوید که ایرانیان بی گمان نخستین آموزگاران جهان بوده اند و آنچه مردمان دیگر دارند از ملت ایران آموخته اند ( ایران در پس پرده تاریخ ٬ ص 13 ) . به گفته پرفسور هولدن برگ در پی بازدید از ایران و پژوهشهای ایرانشناسی خود گفت : تمدن ایران بسیار فراتر از آنچیزی است که مورخین غربی برای ما نگاشته اند . مرزهای این تمدن کل خاورمیانه و حتی بخشهای زیادی از آسیا و قسمتی از اروپا را تحت نفوذ خود داشته است . سلسله های کهن حکومتی در ایران بزرگ که در تاریخ مکتوب برای ما باقی مانده است شامل این حکومتها می شود.


دودمان‌های ایرانی در پیش از اسلام
• ایلامیان (بیش از ۳۲۰۰ سال پ. م. - ۵۳۹ پ.م.)
• ماد (آغاز قرن هشتم پ. م. - ۵۵۰ پ. م.) «نخستین پادشاهی آریایی‌ها در ایران» ؛ بنیان‌گذار دیاکو ؛ پادشاه نامدار هووخشتره
• هخامنشیان (۵۵۹ پ. م. - ۳۳۰ پ. م.) بنیان‌گذار کورش بزرگ ؛ پادشاهان نامدار داریوش بزرگ و خشایارشا
• سلوکیان (۳۳۰ پ. م. - ۱۲۹ پ. م.) بنیان‌گذار سلوکوس یکم
• اشکانیان (۲۵۶ پ. م. - ۲۲۴ م.) «استقلال ایران از سلوکیان» ؛ بنیان‌گذار اشک یکم ؛ شهریاران بزرگ مهرداد یکم و ارد یکم
• ساسانیان (۲۲۴ م. - ۶۵۲ م.) بنیان‌گذار اردشیر بابکان ؛ شهریاران بزرگ شاپور یکم، شاپور دوم و انوشیروان


دودمان‌های ایرانی پس از اسلام
• طاهریان (۲۰۶ - ۲۵۹ ه. ق.) بنیان‌گذار طاهر بن حسین ذوالیمینین
• صفاریان (۲۶۱ - ۲۸۷ ه. ق.) بنیان‌گذار یعقوب بن لیث صفاری
• سامانیان (۲۶۱ - ۳۸۹ ه. ق.) بنیان‌گذار اسماعیل سامانی
• زیاریان (۳۱۵ - ۴۶۲ ه.ق.) بنیان‌گذار مرداویج پسر زیار ؛ شهریار نامدار قابوس بن وشمگیر
• بوییان (۳۲۰ - ۴۴۰ ه.ق.) بنیان‌گذار عمادالدوله علی ؛ شهریار بزرگ عضدالدوله
• غزنویان (۳۸۸ - ۵۵۵ ه.ق.) بنیان‌گذار سلطان محمود غزنوی
• سلجوقیان (۴۲۹ - ۵۱۱ ه.ق.) بنیان‌گذار طغرل بیک ؛ شهریاران بزرگ ملکشاه و سلطان سنجر
• خوارزمشاهیان (۴۷۰ - ۶۱۷ ه.ق.) بنیان‌گذار انوشتکین غرجه ؛ شهریار نامدار سلطان محمد
• ایلخانان مغول (۶۵۴ - ۷۳۶ ه.ق.) بنیان‌گذار هلاکو خان
• تیموریان (۷۷۱ - ۹۰۳ ه.ق.) بنیان‌گذار تیمور گورکانی
• صفویان (۹۰۶ - ۱۱۳۵ ه.ق.) بنیان‌گذار شاه اسماعیل یکم ؛ شهریار بزرگ شاه عباس یکم
• افشاریان (۱۱۴۸ - ۱۲۱۰ ه.ق.) بنیان‌گذار نادرشاه افشار
• زندیان (۱۱۶۳ - ۱۲۰۹ ه.ق.) بنیان‌گذار کریمخان زند
• قاجار (۱۲۰۹ - ۱۳۴۵ ه.ق.) بنیان‌گذار آقامحمدخان ؛ شهریار نامی ناصرالدین شاه
• پهلوی (۱۳۴۵ ه.ق./ ۱۳۰۴ ه.خ. - ۱۳۵۷ ه.خ.) بنیان‌گذار رضا شاه پهلوی
• جمهوری اسلامی (۱۳۵۷ ه.خ. - تاکنون) بنیان‌گذار امام خمینی

رستنیهای ایران
در ایران رستنیهای بسیار میروید که غالب آنها بومی این سرزمین میباشند. بطور کلی بعلت تنوع اقلیم‚ توزیع گیاهان در ایران بسیار متنوع است. کویرها و بیابانهای مرکزی از جهت گیاهان از تمام نقاط دیگر آسیا فقیرتر است و از طرف دیگر کرانه دریای مازندران که باران فراوان و هوای ملایم دارد سرشار از گیاهان است. در دامنه های شمالی البرز تا ارتفاع 1800 متر درختان گردو‚بلوط‚ افرا‚ روش‚ زبان گنجشک‚ نارون‚ سرو‚ لالکی‚ شمشاد‚ و کرتوجود دارد و بهترین مناطق جنگلی ایران در این ناحیه میباشد. درخراسان و آذرآبادگان‚ لرستان‚ کردستان‚ کرمانشاهان‚ اصفهان‚کهکیلویه فارس‚ کوههای بختیاری و کرمان نیز مناطق جنگلی وجوددارد. از گیاهان دانه دار پنبه‚ بزرک‚ کنجد‚ کرچک روغن استخراج میشود. از گیاهان و بوته های وحشی صمغهای گوناگون کتیرا‚ سقز‚سریش‚ انقوزه بدست می آید. از گیاهان رنگی‚ نیل‚ روناس‚ مازو‚حنا‚ زعفران و غیره حاصل میگردد. بسیاری از گلها بومی ایران هستند: لاله‚ گل سرخ‚ علف مشک‚ جنتیانا‚ گل استکانی‚ شقایق‚شمعدانی‚ عطری‚ بنفشه‚ پامچال‚ زنبق‚ ختمی درختی‚ شمشادپیچ ویاسمن و...

حیوانات ایران
در جنگلهای البرز‚ ببر‚ پلنگ‚ خرس‚ گراز و جوجه تیغی یافت میشود. روباه‚ یوزپلنگ‚ گرگ‚ شغال‚ سنجاب و خرگوش نیز دراین جنگلها فراوان است. در کویرها و نمکزارها گورخر و در دشت ها آهو‚ در کوهها میش‚ قوچ و بز و در نواحی باطلاقی خرس یافت میشود. حشرات و خزندگان در ایران فراوان است. از جمله پرندگان اهلی‚ مرغ‚خروس‚ اردک‚ غاز‚ کبوتر و بوقلمون‚ و از جمله پرندگان وحشی اردکوحشی‚ درنا‚ بلدرچین‚ خروس کولی‚ کبوتر چاهی‚ توکا‚ سار‚ تیهو‚باقرقره‚ قرقاول‚ کبک‚ قمری‚ چکاوک‚ عقاب‚ باز‚ لک لک‚ قوش‚ قرهقوش‚ قرقی‚ کرکس‚ سبزقبا‚ هدهد‚ حورصید و اقسام گنجشک و جغد است. در رودهای کنار دریای مازندران اقسام فراوانی از ماهیها یافت میشود. مانند: ماهی آزاد‚ ماهی سفید‚ کولی‚ سوف و ماهی خاویار.صید ماهیهای گوناگون خلیج فارس در این اواخر اهمیت پیدا کردهاست.

معادن ایران
ایران به عنوان یکی از غنی ترین کشورهای جهان شناخته شده است که به همین روی متاسفانه همیشه مورد طمع قدرتهای فاسد جهان مانند انگلستان و روسیه قرار داشته است. عمده ترین منابع معدنی ایران معادن نفت و گاز است که قسمت اعظم آن از مسجدسلیمان‚ لالی‚ هفتگل‚ نفت سفید‚ آغاجاری‚گچساران‚ اهواز‚ بندرعباس‚ بینک‚ منه‚ پازنان‚ نفتشاه‚ سراجه و قم استخراج میشود . معادن زغال سنگ‚ بیشتر در نواحی گاجره‚شمشک‚ نسا‚ لولان‚ گرمابدره‚ الیکا‚ گلندرود‚ زیراب‚ سمنان‚شاهرود‚ تربتجام‚ کاشان‚ طرق‚ شمسآباد و کرمان قرار دارد.معادن آهن در اراک‚ ملایر‚ کرمان‚ یزد‚ اصفهان‚ کاشان‚ دامغان‚سمنان‚ خراسان‚ اطراف تهران‚ آذربایجان‚ گیلان‚ زنجان‚ خراسان وجزایر خلیج فارس می باشد. معادن مس در انارک‚ آذربایجان‚اردستان‚ شاهرود‚ زنجان‚ کرمان و معادن منگنز دررباط کریم‚ نائین‚ اردستان‚ اشتهارد‚ و کرومیت در عباس آباد‚شاهرود‚ سبزوار‚ فریمان‚ رباط سفید‚ کرمان و فارس. و طلا در موته و کردستان موجود است .گوگرد در سمنان و نواحی خلیج فارس. و فیروزه در خراسان که فیروزه نیشابور از قدیم مشهور بوده است. و همچنین معادن سنگ مرمر در یزد‚ و گائولن در حوالی دماوند‚ نطنز‚ مرفه‚ ساوه‚ آباده‚علی آباد قم‚ و خاک سرخ در جزیره هرمز‚ گناباد‚ بجستان‚ رطون‚نهاوند. و سنگهای ساختمانی‚ گرانیت‚ بازالت و گچ و آهک در غالب نقاط ایران وجود دارد.

مردم و زبان ایران
نژاد آریایی است که برخی معتقد هستند که ایران زادگاه آریاییان است و آنان به این سرزمین مهاجرت نکرده اند و برخی دیگر معتقدند که در حدود اواسط هزاره دوم قبل از میلاد به ایران وارد شدند و در طی تاریخ با اقوام مختلف عرب و ترک و غیره درآمیخت و نژاد ایرانی به معنی اخص از اعقاب این آریائیها محسوب میشود. زبان رسمی ایران فارسی است که نه فقط در ایران بلکه از کوههای زاگرس تا پامیر وسیردریا گسترش دارد و بالغ بر دویست میلیون ایرانی نژاد را پوشش میدهد. از دلایل اینکه زبان پارسی زبان رسمی ایران است میتوان به این نکات اشاره نمود : به دلیل قدمت بیش از 2500 ساله اش که در کتیبه های تخت جمشید نیز آمده است ٬ مشترک بودن بین همه اقوام ایرانی مانند کرد و لر و بلوچ و آذری و پشتون و تاجیک و ارمنی ٬ غنای ادبیات و گستره جهانی آن که بزرگانی همچون حافظ ٬ سعدی ٬ مولانا ٬ نظامی ٬ رودکی ٬ فردوسی ٬ خیام ٬ عطار ٬ صائب و . . . را در خود جای داده اهمیت فراوانی دارد ٬ شاهنامه گنجینه جهانی است که ابر مرد تاریخ ایران فردوسی بزرگ آن را گردآوری نمود و برای همیشه این زبان را زنده نگه داشت از دلایل این امر است . گویش ها و زبانهای ارزشمند دیگری نیز که همگی از ریشه پهلوی ایران باستان است نیز در ایران موجود است که نیازمند پروش و آموزش آن در میان نسل آینده است ماننده کردی – تالشی – لری – آذری پهلوی و . . .

هنر و معماری ایران
ریشه های هنر ایران را باید در ادوار پیش از تاریخ این کشور جستجو کرد. از اواسط قرن 19 م. دانشوران و هنرشناسانی در باز یافتن و طبقه بندی این ریشه ها پرداخته اند و هنوز دانشوران وهنرشناسانی به این کار سرگرمند. از آغاز تاریخ ایران بر اثر مهاجرت اقوام متعدد و فتوحات جهانگشایان ایرانی و فرمانروائی متناوب بیگانگان شیوه های گوناگون هنری وارد این سرزمین شده است. این شیوهها همواره با سنتهای دیرین بومی درآمیخته اما تا پایان عهد صفویه 1135 ه . ق. هیچگاه از اصالت آنها نکاسته است. بعکس هنرهای حاضر ایران از این پیوندها نیرو گرفته و بی آنکه خصیصه خود را ببازد گسترش و تکامل پذیرفته است. در عصر شاهان هخامنشی 550 تا 330 ق. م. بابلیان‚ لیدیائیان‚ مصریان و اقوام دیگری که به زیر فرمان کوروش بزرگ درآمده بودند و جانشینان وی بودند در ایجاد فرهنگ هنری که بر پایه بزرگداشت شاهان استوار بود ایرانیان را یاری کردند. با آنکه تاثیر سبک های معماری یونان و مصر و آشور در آثارتخت جمشید آسان به چشم میخورد اما این مکان جهانی با الهام از آنان و طراحی کاملا ایرانی با شکوه هرچه تمام تر و با اصالت آریایی پایتخت امپراتوری 30 کشور جهان شد .
ستونهای باشکوه دوهزار و پانصد ساله پارسه (تخت جمشید) از ستونهای یونانی نازک ترند و شیارهای روی آنها باریکتر و بهم نزدیکتر‚ پایه های بلند و اغلب ناقوسی شکل دارند.سرستونها هر یک بشکل نیم تنه دو نره گاو است که پشت به پشت هم داده اند و گلهای دوازدهپر ساده ای حاشیه وار آنها را زینت بخشیده است. پیکرههای سنگی کاخها گویا و ساده اند و در تراشیدن آنهاواقع پردازی و اندیشه های حماسی با ظرافت و نظمی شگفت بهم تلفیق شده اند. از این قبیل اند نقشهای برجسته خراجگزاران و سربازان و جانوران و گیاهان که در کنار پلکانهای تالار بزرگ کاخ خشایارشاه بر دیوار حجاری شده اند.

 


اشیاء و پیکرههای کوچک فلزی بویژه زیورهای طلا و نقره که از خاک برون آمده نشانه رونق هنر فلزکاری در اعصار قدیم ایران زمین است. پس ازحمله اسکندر گجستک تا پنج قرن آثاری پدید آمد که معدودی از آنها بجا مانده و تاثیر شدید هنرهای ولایتی یونان و مایه های رومی در آنها نمودار است. در عهد ساسانیان226 - 640 م. هنرهای بومی دوباره جان گرفت. بقایای کاخهای تیسفون و فیروز آباد نمودار بناهای عظیمی است که از آجر و سنگ ساخته شده بوده و گچبریهای سنگین تالارهای آنها را زینت میداده است. ساختن گنبدهای عظیم بر اطاقهای مربع تاآن زمان ممکن نبود. معماران عهد ایران ساسانی با ابداع طرق جدید از قبیل طاقهای ضربی این مشکل را حل کردند و تحول مهمی در کارمعماری جهان پدید آوردند. در نقشهای برجستهای که پیکرتراشان این عهد
بر صخره های نقش رستم و طاق بستان بجا گذاشته اند شیوه مستقل بچشم میخورد. در این عهد برجسته کاری بر ظروف طلا و نقره رواج یافت‚ صحنه های شکار‚ تصاویر جانوران و نیز نقش سیمرغ بر ظروف عهد ساسانی فراوان بود. نقشهائی از این قبیل بر پارچه های لطیف ابریشمین نیز می نهادند. پس از حمله اعراب هنر و فرهنگ ایران بتدریج اصالت ایرانی خود را از دست داد ولی با هنر و فرهنگ کشورهای اسلامی در آمیخت و به شکل تازه ای جلوه گر شد. به عبارتی هنر اسلامی را ایرانیان با پشتوانه کهن معماری و فرهنگ غنی خود زنده و جهانی کردند .

نویسنده:روزبه پارسا پور

 

دانلود کامل پژوهش