< > > شیخ نشین های خلیج فارس - خلیج فارس همیشه فارس < > <>
خلیج فارس همیشه فارس

PERSIAN GULF FOR EVER


   

نويسنده : MOHAMMAD-R ; ساعت ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢ شهریور ۱۳۸٩

شیخ‌نشین‌های خلیج فارس

با مرگ کریم خان زند و فرارسیدن سومین هرج و مرج در ایران که با درگیری‌های آقا‌محمدخان قاجار با روسیه در گرجستان همراه شد، انگلستان وضعیت خود را در خلیج پایدارتر کرد. انگلستان به بهانه‌ی مبارزه با برده‌فروشی و دریازنی امیران شارجه و رأس‌الخیمه را، که به قواسم یا جواسم مشهور بودند، طی جنگ‌هایی(1819-1808) به تسلیم شدن واداشت. سرانجام، جواسم در 22 دسامبر 1819، پرچم سفید تسلیم را برافراشتند و خود را تحت‌الحمایه(در پشتیبانی) بریتانیا قرار دادند. در آن زمان، فتحعلیشاه پادشاه ایران بود و بی‌لیاقتی او سبب شد که استعمار بریتانیا بتواند به همه هدف‌های استعماری خود برسد.


شیخ‌نشین‌های خلیج فارس

با مرگ کریم خان زند و فرارسیدن سومین هرج و مرج در ایران که با درگیری‌های آقا‌محمدخان قاجار با روسیه در گرجستان همراه شد، انگلستان وضعیت خود را در خلیج پایدارتر کرد. انگلستان به بهانه‌ی مبارزه با برده‌فروشی و دریازنی امیران شارجه و رأس‌الخیمه را، که به قواسم یا جواسم مشهور بودند، طی جنگ‌هایی(1819-1808) به تسلیم شدن واداشت. سرانجام، جواسم در 22 دسامبر 1819، پرچم سفید تسلیم را برافراشتند و خود را تحت‌الحمایه(در پشتیبانی) بریتانیا قرار دادند. در آن زمان، فتحعلیشاه پادشاه ایران بود و بی‌لیاقتی او سبب شد که استعمار بریتانیا بتواند به همه هدف‌های استعماری خود برسد.

با آن‌که حاکمان بحرین و دیگر شیوخ خود را خراجگزار ایران می‌دانستند و حاکمان فارس علاوه بر فرمان‌روایی بر ایالت فارس خود را حاکم همه‌ی جزیره‌های خلیج‌فارس می‌دانستند، دولت انگلیس با بستن قرارداد با حاکمان ساحل جنوبی، آن‌ها را متعهد کرد که بدون اجازه‌ی انگلستان با هیچ دولتی ارتباط سیاسی برقرار نکنند. با بستن قرارداد سری 1903 بین ‌روس و انگلیس و کشف نفت در مسجد سلیمان و دیگر جاهای خلیج‌فارس انگلستان یک نیروی دریایی نیرومند در آب‌های خلیج‌فارس و دریای عمان مستقر کرد.

با آغاز جنگ اول جهانی کشتی‌های نفت‌کش انگلیسی همواره حامل نفت به اروپا و آمریکا بودند. پس از پایان جنگ اول و دوم جهانی به علت آن که ملت‌های آسیایی و آفریقایی از خواب بیدار شده و نهضت‌های ضد استعماری خود را آغاز کرده بودند، انگلستان بر آن شد که خط‌مشی استعماری به شیوه‌ی‌ گذشته و اشغال خلیج‌فارس را رها سازد و پس از انعقاد قراردادهای دو جانبه با هر یک از شیخ‌های منطقه، آن‌جا را ترک کند. انگلستان در سال 1930 کوشید حکومت یک‌پارچه‌ای از کویت، عدن و دیگر شیخ‌نشین‌ها تشکیل دهد، ولی وجود اختلاف بین رهبران این سرزمین‌ها از یک سو و مخالفت جدی رهبران سعودی با تشکیل این فدراسیون، برنامه‌ریزی انگلستان را به دشواری انداخت.

پس از قیام مردم ایران و ملی شدن صنعت نفت، انگلستان برای جلوگیری از تکرار چنین نهضتی در سواحل نفت‌خیز جنوبی، تصمیم گرفت که در 1925 میلادی، فدراسیونی از امارات عربی تشکیل داده وحتی در نظر داشت که امیرعبدال، ولیعهد عراق، را به ریاست این فدراسیون منصوب کند. ولی دشمنی خاندان صعودی با خاندان هاشمی عراق سبب شد که بار دیگر بریتانیا از این کار منصرف شود. در 16 ژانویه 1968 میلادی،‌ هارولد ویلسن، نخست‌وزیر آن زمان انگلیس، اعلام کرد که انگلستان تصمیم دارد که تا سال 1971 همه‌ی نیروهای خود را از شرق سوئز بیرون ببرد. در پی این تصمیم بود که انگلستان ضمن تماس با شیوخ ابوظبی، دبی، شارجه، عمان، ام‌القوین، فجیره و رأس‌الخیمه، زمینه را برای زمان پس از بیرون رفتن خود از این منطقه فراهم ساخت و آن‌ها را ترغیب به اتحاد با یکدیگر  کرد.

سرانجام، در 19 ژانویه 1968 میلادی امارات دبی و ابوظبی اعلام کردند که برای مشارکت در بنیان سیاست خارجی و دفاع و امنیت و آموزش و بهداشت و تابعیت واحد با یکدیگر متحد خواهند شد. به دنبال این اعلامیه شیوخ دیگر نیز علاقه خود را به شرکت در این اتحادیه اعلام کردند. در دوم دسامبر 1971 حکمرانان شش امیرنشین به شرح زیر در امارات دبی گردهم آمدند و با امضای پیمان‌نامه‌ای امارات متحده عربی را تشکیل دادند:

1. شیخ زایدبن سلطان آل نهیان، امیر ابوظبی

2. شیخ راشدبن سعید آل مکتوم، امیر دوبی

3. شیخ خالدبن محمدالقاسمی، امیر شارجه

4. شیخ احمدبن حمیدالنعیمی، حاکم عجمان

5. شیخ احمدبن راشدالمعلا، حاکم ام‌القوین

6. شیخ محمدبن محمدالشرقی، حاکم فجیره

پس از زمان اندکی، با پیوستن شیخ صفربن‌محمدالقاسمی، حاکم رأس‌الخیمه، به آن پیمان، شمار امیرنشین‌های این اتحادیه به هفت امیرنشین افزایش یافت. اما امیر قطر که در نظر داشت پس از بیرون رفتن نیروهای انگلیس از آن سرزمین به اتحادیه‌ی امارات متحده‌ی عربی بپیوندد، از نظر خود برگشت و این سرزمین از سال 1971 به صورت کشوری مستقل درآمد.  در همین سال، بحرین، که از دوران باستان بخشی از خاک ایران به شمار می‌آمد، با پشتیبانی دولت انگلستان از ایران جدا شد و به صوت کشوری مستقل در آمد.