< > > موشک های ایران و بستن هرمز - خلیج فارس همیشه فارس < > <>
خلیج فارس همیشه فارس

PERSIAN GULF FOR EVER


   

نويسنده : MOHAMMAD-R ; ساعت ٩:٢٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٧ تیر ۱۳٩٠

آرشیو مرکز مطالعات خلیج فارس/ عبدالباری عطوان / القدس العربی / 01/08/2008


بسیاری از ناظران سیاسی عرب پیش بینی می کنند بشار اسد رئیس جمهوری سوریه در سفر اخیر خود به تهران پیشنهادی را از سوی طرف اروپایی به مقامات ایرانی داده باشد تا بحران برنامه هسته ای ایران را حل کند. بحرانی که به بن بست رسیده است.


البته به فکر آنها نیز نمی رسید که اسد به عنوان هم پیمان اول تهران در میان کشورهای عربی سفری این چنینی را با هدف هماهنگی مواضع تهران و دمشق در صورت وقوع جنگ جدیدی در منطقه توسط اسرائیل و با چراغ سبز آمریکا انجام دهد. حمله نظامی که در آن تاسیسات غنی سازی و نیروگاه های هسته ای ایران نابود شوند. نشانه های جنگ سوم در منطقه خلیح فارس و در دو سوی سواحل این دریا، به شکل تصاعدی رو به نمود است و روز به روز تقابل ها افزایش می یابند.


گفت و گوهای ژنو به عنوان آخرین فرصت که دو هفته پیش از این برگزار شد و هیئتی از ایران به ریاست سعید جلیلی و هیئت اروپایی به ریاست خاویر سولانا هماهنگ کننده ارشد سیاست خارجی اتحادیه اروپا و برای نخستین بار با حضور ویلیام برنز معاون وزارت امورخارجه آمریکا برگزار شد هیچ گونه پیشرفتی را شاهد نبود.


ایران نیز پاسخ خود را به بسته مشوق های پیشنهادی غرب در مقابل تعلیق غنی سازی ایران به تاخیر انداخت.رهبران ایران تسلیم تهدیدات غرب نشدند و جواب خود را نیز درباره مشوق های غرب در مدت زمانی دو هفته ارائه ندادند. تعدادی از مقامات اروپایی از جمله شخص سولانا نیز با مقامات ایرانی تماس گرفته خواهان دریافت پاسخ ایران شدند و قرار شد که ایران نیز پاسخی را به طرف اروپایی ارائه دهد که پیش بینی می شود نسبت به پاسخ های گذشته ایران تغییری نداشته باشد و در راستای وقت کشی باشد. سئوالی که در این روزها به شدت مطرح می شود این نیست که آیا جنگی ضد ایران در می گیرد یا خیر؟ بلکه این است که اولا چه زمانی موشک های اسرائیلی و پس از آن موشک های آمریکایی شلیک می شوند تا مراکز هسته ای ایران را مورد هدف قرار دهند و دوم اینکه چه سلاحی به کار خواهد رفت؟ آیا سلاح ها عادی و غیرراهبردی خواهند بود یا هسته ای؟


جان بولتون نماینده سابق آمریکا در سازمان ملل متحد و یکی از برجسته ترین چهره های نومحافظه کاران پیش بینی کرده بود که این جنگ درماه نوامبر آینده و پس از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری آمریکا صورت می گیرد تا شرایط آن بر وضعیت کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری تاثیر نگذارد.البته برخی دیگر پیش بینی می کنند شعله های این جنگ بسیار زودتر بلند خواهد شد.


مسئولان اسرائیلی که به مانند جنگ عراق، در بروز این حمله نیز عجله دارند؛ این روزها به صورت متوالی به واشینگتن می روند تا مقدمات جنگ را آماده سازند و آنهایی را که در دولت آمریکا همچنان درباره جنگ علیه ایران تردید دارند، قانع کنند.در چهار هفته اخیر، ایهود باراک وزیر دفاع، گابی اشکنازی رئیس ستاد مشترک ارتش اسرائیل، شائول موفاز ژنرال سابق و وزیر فعلی راه و ترابری و رئیس کمیته اسرائیلی هماهنگی با آمریکا در زمینه پرونده هسته ای ایران، به آمریکا سفر کرده اند.ژنرال موفاز یکی از گزینه های برجسته برای جانشینی اولمرت در مقام ریاست حزب کادیما ونخست وزیری آینده اسرائیل است.


دو روز پیش از این در واشینگتن تهدیداتش را درباره حمله نظامی اسرائیل به ایران تکرار و تاکید کرد: باید به سرعت اقدامی را انجام داد چرا که اسرائیل نمی تواند بپذیرد که ایران قدرتی هسته ای شود.مطبوعات اسرائیل نیز حضور یک مقام مسئول آمریکایی در گفت وگوهای اخیر میان اروپایی ها و ایرانی ها در ژنو را این گونه تفسیر کردند که آمریکا به دنبال آن است که به هم پیمانان غربی خود این مطلب را بگوید که از تمامی ظرفیت های دیپلماتیک برای این پرونده استفاده کرده و اگر برای حل این مساله به گزینه نظامی پناه برد هیچ سرزنشی را نمی پذیرد.البته تصادفی هم نیست که کندولیزا رایس وزیر امور خارجه آمریکا در مسیر سفر خود به آسیا و دو روز پس از برگزاری نشست ژنو، وزیران خارجه کشورهای موسوم به محور اعتدال عربی را به نشستی در ابوظبی فراخواند تا آنها را از موضع آمریکا آگاه کند و اصرار داشت تا برنز یعنی همان مقام مسئول آمریکایی حاضر در نشست ژنو به همراه دیگر مقام آمریکایی که نامش اعلام نشد؛ در نشست ابوظبی هم حاضرشود.مسئولان ایرانی نیز کم کم افزایش فضای تنش آلود را حس کردند و بالا رفتن صدای شیپورهای جنگ اسرائیل و آمریکا را شنیدند و برای مقابله با آن از آزمایش موشک دریایی با برد 300 کیلومتر خبر دادند و بر توانمندی خود در بستن تنگه هرمز در دهانه خلیج فارس در هر لحظه ای که از طرف آمریکا و اسرائیل مورد هدف قرار گیرند تاکید کردند.


انچه باعث شد تا ایرانی ها احتمال وقوع جنگ را جدی بگیرند چه بود.یکی از مشاوران نزدیک به باراک اوباما نامزد دموکرات ها برای انتخابات ریاست جمهوری آتی آمریکا به نقل از وی اعلام کرد: اوباما پس از سفر به قدس اشغالی قانع شد که اسرائیل در صورتی که گفت و گو های فعلی برای توقف غنی سازی ایران شکست بخورد به حمله نظامی علیه ایران دست بزند تا برنامه هسته ای این کشور را نابود کند.


اظهاراتی که اوباما نیز آنها را رد نکرد.اسرائیل نیز درک می کند که اوباما این گونه حملات نظامی را رد می کند واگر به عنوان رئیس جمهوری آمریکا انتخاب شود با این اقدام موافقت نخواهد کرد و اسرائیل هم نخواهد توانست با نظر عالی ترین مقام آمریکایی و فرمانده ارشد نظامیان آمریکایی در موضوعی استراتژیک با چنین اهمیت و خطرناکی مخالفت کند و به همین دلیل منتظر انتخابات (ریاست جمهوی آمریکا) نخواهد ایستاد.


اگر هم منتظر این انتخابات باشد حمله نظامی خود را پیش از آنکه اوباما رسما مسئولیت خود را به عنوان رئیس جمهوری آمریکا آغاز کند انجام می دهد.البته اگر اوباما در انتخابات آتی ریاست جمهوری آمریکا پیروز شود و این همان مطلبی است که نظرسنجی ها در آمریکا آن را نشان می دهند.


همچنین اولمرت نیز تصمیم گرفته است تا از سمت نخست وزیری کناره گیری کند و خواستار برگزاری انتخابات برای گزینش رئیس جدید حزب کادیما در ماه آینده میلادی شده است.این زمان دقیقا مورد بررسی قرار گرفته است. این به آن معنی است که اگر وضع به روال طبیعی پیش برود رئیس جدید کادیما می تواند تا پیش از ماه سپتامبر آتی کابینه ائتلافی تشکیل دهد و غیرمترقبه نیز نخواهد بود اگر این سمت شانس موفاز یعنی بزرگترین تحریک کننده حمله نظامی به ایران باشد.ژنرالی که خبره قوی خود در امور نظامی را از موقعیت سابق خود به عنوان رئیس وقت ستاد مشترک ارتش اسرائیل وام گرفته است.


جرج بوش پسر در دوره ریاست جمهوری آمریکا که با شکست ها و فاجعه هایی همراه بود دو جنگ شکست خورده را در عراق و افغانستان راهبری و اقتصاد کشورش را وارد مرحله رکود کرد و سنگین ترین بودجه سراسری را با کسری معادل 450 میلیارد دلار ارائه کرد.بعید نیست که بوش دوباره به تحریک های اسرائیل پاسخ مثبت دهد و به گزینه نظامی علیه ایران دست بزند تا در اقدامی یاس آمیز ارث سیاسی و نظامی خود را نجات دهد ارثی که با نا امیدی ها و شکست ها همراه شد.این اسرائیل است که بر تصمیم گیران در آمریکا سیطره دارد و از طریق گروه های فشار کاخ سفید را می رباید و کنگره را بی ثبات می کند و نیروی قدرتمند نظامی آمریکا را در خدمت اهداف خود می گیرد و دشمنانش را نابود می سازد.همانطور که کاندیداهای ریاست جمهوری آمریکا در نشست سالیانه ایپک(لابی اسرائیل در واشینگتن) برای اسرائیل خود را می آراستند و در پی جذب اسرائیل بودند.


بوش به عنوان معتمدترین هم پیمان اسرائیل از زمان تاسیس آن، خواهان تسلیم شدن کامل ایران با عنوان توقف غنی سازی اورانیوم و تسلیم شدن تمام و کمال در برابر شرط های آمریکا و اروپاست یعنی به طور کامل از اهداف هسته ای خود دست بردارد.واضح است که ایرانی ها این اقدامات مشترک از سوی آمریکا و اسرائیل را رد می کنند. ایرانی ها همه چیز را می پذیرند جز توقف غنی سازی اورانیوم و اعلام آنها درباره اینکه شش هزار سانترفیوژ برای غنی سازی در اختیار دارند تصویری زنده از مواضع آنهاست.


پاسخ مکتوب ایران که قرار است ارائه شود حد فاصلی میان صلح و جنگ است و شمارش معکوس برای هر یک از آنها آغاز شده است بلکه باید گفت شمارش معکوسی است برای حمله نظامی آمریکا – اسرائیل به صورت انفرادی یا مشترک.خسارت های این واقعه به شدت زیاد خواهد بود بلکه بسیاربیشتر از تمامی تصوراتی که درباره بازتاب و تاثیرات این جنگ می توان انجام داد.پایگاه های نظامی آمریکایی در منطقه خلیج فارس اولین هدف هستند در کنار تنگه هرمز و چاه های نفت و این یعنی بالا رفتن بهای نفت از 300 دلار برای هر بشکه نفت.به همین دلیل اتفاق عجیبی نیست اگر کویتی ها که در میان کشورهای عربی حوزه خلیج فارس به هوشمندی در زمینه بازرگانی معروف اند بحث ذخیره سازی نفت خود در مکانی خارج از منطقه را مورد بررسی قرار می دهند. آنها به دلیل خبرگی و مشارکت در دو جنگ منطقه، شاخک های حساسی دارند که جنگ ها را پیش بینی می کند و خبر می دهند.اسرائیل نیز از جمله بزرگترین ضرر کنندگان این جنگ خواهد بود.


موشک های ایران – اگر راست گفته باشند – به سوی اسرائیل هدف گرفته خواهند شد موشک های با وزن های بسیار و بردی بیشتر. در این میان نباید موشک های حزب الله را فراموش کرد که بیش از 40 هزار فروند است. "سن تزو" استراتژیست چینی در کتاب مشهور خود یعنی "هنر جنگ" گفت: اولین عنصر اساسی برای موفقیت تنها این نیست که دشمنت را بشناسی بلکه باید خود را نیز بشناسی. دولت فعلی آمریکا دشمن خود را نمی شناسد و خود را نیز نمی شناسد که اگر این گونه بود هیچ وقت در این شرایط نامناسب قرار نمی گرفت.


چهار ماه پیش از سقوط شاه ایران، سیا اعلام کرد که ایران در مرحله انقلاب نیست و شاه ایران به مدت 10 سال به حکومت ادامه خواهد داد اما پس از چهار ماه شاه از ایران فرار کرد و هیچ پناهگاهی غیر از قاهره پیدا نکرد تا در آن بمیرد و دفن شود آن هم به دلیل کرم رفیقش انور سادات و البته پس از آنکه واشینگتن و دیگر پایتخت های کشورهای غربی نیز از میزبانی وی امتناع کردند.سازمان اطلاعات و امنیت آمریکا هنگامی که این گزارش را تهیه می کرد در ایران حضوری گسترده داشت و بزرگترین سفارت خود را در تهران داشت ولی هم اکنون چگونه می خواهد با ایران به تعامل بپردازد در حالی که دشمن اوست ولی سفارتخانه ای در تهران ندارد.
حق کشورهای عربی حوزه خلیج فارس است که از این چنین هم پیمانی نگران شوند که هیچ چیز نمی داند جز ورود به جنگ هایی شکست خورده.■


ترجمه از عربی: رضائیان
عبدالباری عطوان / القدس العربی / 01/08/2008